جزیره در کهکشان

 
مورچه - سوسن تسلیمی - من
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠
 

 

سلام مورچه . . .

روی هفته ی پیش یک بشکه نفت ریختم و با کبریتی که میخواستم سیگارم رو روشن کنم سوزوندمش . زمان رو به آتیش کشیدم و حالا دوباره میخواد خیلی زورکی (شنبه ) بشه . مورچه ! گاهی اوقات میخوام سوار پاندل ساعت شم و باهاش چپ و راست خلسه برم . . . های . . . شاسکول . . . به من گوش میکنی ؟ این سه تا بیسکوئیت رو چه جوری داری جا به جا میکنی ؟ بزن توی صورتم . . . خدایا ، من نسبت به این مورچه ی کوچولوی نازنازی چقدر ضعیف تر و کوچیکترم . . . میشه بگی کجا راه و روش زندگی رو یاد گرفتی مورچه ؟ ببینم شما هام آرتروز و کمر درد میگیرید ؟مورچه این قدر تند و تند نرو جلو میخوام برات یه آهنگ بذارم که بسکوئیت ها رو بندازی زمین و بیای از و کولم بالا . . میخوام اغفالت کنم مورچه . . . این رو گوش کن . . . مال Daniel Diges هست . . . دیدی اغفال شدی مورچه . . . توی زندگی هیچ چیز به اندازه ی توی لحظه بودن .همون لحظه رو نفس کشیدن لذت بخش نیست . اون لحظه عاشق بودن . بودن . برای اینکه زندگی رو توی ریه هام حبس کنم خون  دل خوردم و همه ی نقشه هایی که کشیده بودم نقش بر آب شد . هر چی رشته بودم پنبه شد . مورچه کجا رفتی دارم باهات حرف میزنم فردا شنبه است . لاستیک ماشینم کم باده . . . مسیری که میرم طولانیه . . . طوریم نشه ؟ آخ که چقدر هنوز خامم . خانم سوسن تسلیمی عزیز رو داشتم دیشب دوره میکردم . . . من کجاااااااااا ؟او کجا؟ منظورم عزت نفس و رنج کشیدنه . شاید سوسن تسلیمی هم یه روز یه مورچه با سه تا بیسکوئیت روی کولش دیده بوده !!!داستان سوسن تسلیمی و مهاجرتش به سوئد و رنج هایی که کشید انصافا شنیدنی است . دیشب میخوندمش . اول مسائلی که این جا براش ایجاد شد که باعث شد بره و بعد از رفتن چگونه زندگی کردنش ، چگونه از کجا به کجاااا رسید . وقتی دارم حرف از آرتیست بودن میزنم منظورم این جور مثال هاست یا اشتیاقی به حرفه که تنها  از وجود آدمه ...کار مکانیکی نیست ، اکتسابی و با درج شاهکارهای هر ساله و خودی نشون دادن نیست . . .  مثل ساز زدن و کپی مونالیزا کشیدن و ترجمه کردن نیست . مثل آهنگی خلق کردن ، مثل تالیف کردن و مثل کشیدن اصل گل های آفتابگردانه ... مثل سوسن تسلیمیه . . . سوسن تسلیمی را در این جا نمیشه شناخت  من به شخصه در ویکیپدیا کلی غلط های تاریخی و اشتباهات پیدا کرده م که یک روز همین جا رونما خواهم کرد . . . بیتا ملکوتی گفت و گویی با سوسن تسلیمی داشته که متاسفانه من کتاب رو نخوندم  و ندیدمش . . . در اینترنت هم که اکثر جاها -ترفیله -اما در این جا که هر چند به وجه بلاگ نمیخوره گفت های خود سوسن تسلیمی رو بخونید و ببینید که بازیگر ستاره ی ما در غربت زمین شوری هم کرده و از کجا به مده آ و باقی رسیده . رنج کشیدن توام با درد کشیدن آدم رو فولاد آبدیده میکنه انگار که داری میری به جنگ زندگی میخوای حقت رو ازش بگیری .

هیچ وقت بار اولی که (اجرای مرگ یزدگرد) رو به صورت فیلم ، فیلمی که سال ۶٠ ساختند دیدم فراموش نمیکنم . . . . شاید ١١ سالم هم نبود که فیلم رو دیدم و هیچ چیز از دیالوگ ها نمیفهمیدم فقط این بازی های نامتعارف چشمم رو بدجور گرفت ...بعدها فهمیدم  چیزی به نام تئاتر هم وجود داره !بعدها فیلم رو چندین بار دیدم . . . دارم فکر میکنم اگر سوسن تسلیمی الان ایران بود و مثل من الان صدای این رگبار و رعد و بارون رو میشنید چه میکرد ؟ کجا بود ؟ با چه کسایی کار میکرد ؟ آیا گلاب آدینه و معتمد آریا به خودشون اجازه میدادند این چنین وارد معرکه بشن :). . . مثلا مقایسه کنیم گیلانه رو با  باشو غریبه ای کوچک ! نمیدونم شاید باز هم  احساساتی شدم . . . خانم تسلیمی جای شما در این جا خیلی خالیست . . . همیشه آرزو داشتم اجرای شما رو از نزدیک ببینم و باهاش مسحور شم و صداتون رو بشنوم . . . در این جا هیچ کس شبیه شما هم نشد .

 هیچ کس ،‌خیلی ها دوست داشتند ادای شما رو در بیارن کپی شما در مژه شمسایی به قدری دست و پا شکسته است که آدم رو فقط به حسرت میندازه که چرا خودتون نیستید و مژده چرا خودش نیست !

قبلا توی بلاگم در مورد فیلمی که از درد و دردسر هایی که مهاجران ایرانی در فرنگ گریبانشون رو میگیره نوشته بودم . فیلمتون رو خیلی دوست داشتم . این عکستون رو که دیدم به خودم افتخار کردم که یک ایرانی برای اولین بار در یک کشور دیگه به عنوان اولین مهاجر روی صحنه میدرخشه . فردا شنبه است و من به خیلی چیزها باید فکر کنم . کاش این آهنگ تا صبح من رو به خلسه ببره ! فردا شنبه است .

***

سپس نوشت : گفته اند (سالی که نکوست از بهارش پیداست !  استاد کرم رضایی ١۴ فروردین رفتید ، دوستان دارند یکی یکی پشت سرتان می آیند ، درگذشت کیومرث ملک مطیعی عزیز و محمود بنفشه خواه را از جانب خودم و همه ی اهالی جزیره در کهکشان تسلیت میگویم . . . خدا آخر عاقبت همه ی هنرمندانمان را به خیر بگذارند . آمین ).عکس مراسم محمود بنفشه خواه این جا . )


 
comment نظرات ()