جزیره در کهکشان

 
مجازی بودن یا حقیقی بودن مسئله این است ؟
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠
 

میس شانزه لیزه عروسک هایش را دور خود جمع کرده بود و داشت در همان اتاق زیر شیروانی باهاشان حرف میزد....اگر پشت در بودی و صدایش را میشنیدی فکر میکردی جمعی را مهمان کرده و دارد برایشان سخنرانی میکند....با روان نویس مشکی رنگش روی ورق های کاهی دم دستش چیزهایی مینوشت ...بعد هم  با انگشت اشاره رو میکرد به عروسک ها و باهاشان دعوا میکرد یا ازشان انتقاد . اسم یکی از عروسک ها را میچکا گذاشته بود ....میچکا چند وقتی بود با میس شانزه لیزه راه نمی آمد و انرژی های لازمه را به  او نمیداد....میس پیش خود فکر کرد ...شاید سحر شده یا ....شاید توی دل و روده اش وردی چیزی  جادویی خوانده اند و جا گذاشته اند !!!!.....برای همین تصمیم گرفت میچکا را عمل کند و ببیند توی دل و روده اش چه پیدا میکند.!!!..دستکش هایش را دست کرد و ماسک را به دهن بست و میچکا را روی میز گذاشت و چاقو را تیز کرد و تا آمد شکم عروسکش را پاره کند دید قطره اشکی از چشم های عروسک چکید....میس شانزه لیزه که کفری شده بود چاقو را به شیوه ی دزدان دریایی به پشت پرت کرد...ماسک را درآورد و گفت...:" ببین میچکا جان چاره نداری تو باید باید توی داستان جدید من نقش بد- من رو بازی کنی فهمیدی ؟"

چاقو از پشت رفته بود و تابلوی پابلو پیکاسو را شکافته بود...اگر پابلو میآمد و این اثر شکافته شده را این طور میدید چه میگفت ؟ میس شانزه لیزه مجبور بود در چنین مواقعی حرف فرانسوا ژیلو را پیش میکشید تا صحبت را عوض کند.

 

*دیشب....یا بهتره بگم دی- نصفه شب....دی-وی-دی یکی از دوستان را برداشتم و چند تا فیلم کوتاه دیدم که یکی بینظیر تر از دیگری بود...اما بین چهار تا فیلم کوتاهی که دیدم یکی ش  را خیلی دوست داشتم...شاید به خاطر فضای تخیلی و فانتزی -انیمیشنی اش بود....شاید به خاطر استحاله/معناگرایی/نورپردازی/شخصیت سازی/حرکت دوربین در فیلم بود/شاید هم   مادام نقش اول  فیلم را به میس شانزه لیزه خیلی نزدیک دیدم.برایش گریه کردم و ٣ بار پشت سر هم دیدمش...با اجازه ی همه ی دوستان اسم فیلم را نمی آورم چون قبل از اینکه بخواهم این جا در موردش بنویسم...مستندات را در اینترنت پیدا نکردم و در نهایت تعجب دیدم که همه اش (رت ل ی ف )-برعکسش کن- شده....هر چقدر به مغزم فشار آوردم دلیلش را نفهمیدم...این فیلم چند جایزه اسکار به خود اختصاص داده و به لحاظ کار انیمیشنی اش  بی نظیر است به خصوص (حرکت چشم) در کار شاهکار است....لینکی که در این پایین آمده تحلیل جامع و درستی از فیلم به همراه عکس های زیادی از فیلم است  که خواندنش شما را وا میدارد تا سریع بروید و به دنبال این فیلم انیمیشنی بگردید و اصلا انیماتوری را شروع کنید.

 

**به دلایل متعدد هنوز نتونستم تهران انار ندارد  رو ببینم...و خیلی حس تنبلی بدی بهم دست داده...نمیدونم...توی کامنت دونی پست قبلی آپتیمیست چیزی گفت که مجبور شدم جوابش رو که حرف دلم بود بدم....بد نیست این محیط مجازی رو کمی واقعی کنیم و مثلا تئاتر یا سینما یا نمایشگاه برویم....اما آیا این جور ملاقات های فرهنگی کنجکاوی و زیبایی مجازی بودنمان را ذوب نمیکند ؟

http://www.todayanimation.com/1386/10/27/tutli-putli


 
comment نظرات ()