جزیره در کهکشان

 
گرجستان
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٥
 

من همین الان وارد ایران شدم .

داستان های باور نکردنی و مهیج تلخ و شیرین رمانتیک و عجیبی براتون دارم . این اولین سفری بود که به تنهایی وارد بلادخارجه شدم و مثل همیشه والدینی در کار نبود .بنابراین حتما به من خیلی خوش گذشته اما چون من میس شانزه لیزه ام حتما خیلی هم بد گذشته . از تمام کامنت های مهربونانه ی همتون تشکر میکنم . دلم برای تک تک شما تنگ بود و چه زجری کشیدم بی لپ تاپ . تازه رسیدم و با سرحالی تمام داستان ها رو مینویسم . این تنها عکسیه که میتونم بگذارم . این جا تفلیسه . . .

باور کنید خیلی سخت- عجیب- ترستاک -رمانتیک بود . حالا برای همه دونه دونه خواهم نوشت . به شیوه ی خودم . فقط خواستم زودی بیام این جا و بگم دوستتون دارم و کامنت هاتون رو ببینم . به زودی آپ خواهم شد .


 
comment نظرات ()