جزیره در کهکشان

 
آدم حمومی باشه اما نادر برهانی مرند نباشه !
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

** خواندن این مطلب برای کسانی که جنبه ندارند ممنوع میباشد**

قبل از اینکه مشت مجکمی به دهان گشاد گیشه ی ایرانشهر بزنم و در مورد قیمت های گذاشته شده روی تئاتر ها موضع نشان دهم ،میخواهم از عصبانیتم نسبت به جناب آقای نادر خان برهانی مرند بنویسم . با توجه به اینکه ایشان در گفتگوی خود با سایت خبری ایران تئاتر در این باره چیزهایی ذکر کرده اند بنده در این جزیره اول مشت محکمی به دهان اعتقاد ایشان زده و بعد هم یک آخیش خواهم گفت . حالا موضوع از چه قرار است ؟

آقای برهانی مرند که با موضع بسیار فیلسوف منشانه و چانه ی رو به بالا و پی او وی های انگل به تماشاچی اش نگاه میکند برای توجیه گرانی بلیط 200000ریالی کارش این گونه میگوید که بابا جون کسی به ما یه قرون هم نداده ، حالا بگذریم که من نیل سایمون شناس نیستم، اما مریلا زارعی بنده خدا انقدر دختر خوبیه که هر وقت حرف پولو میزنم میگه بذار ببینیم کار چقدر میفروشه و دمش گرم و اصلا چرا کسی قدقد میکنه که بلیط تئاتر من گرونه من بی هیچ پشتوانه و بی هیچ ساپورت کننده و بی هیچ حمایت (مخصوصا)مالی این کارارو کردم . من حمایت مالی ندارم . من منیجر و اسپانسر ندارم تازه خیلی هم دلشون بخواد بیان کار ما رو ببینن 20000تومن که چیزی نیست ما بی هیچ حماینی با چه زور و سختیی این کار تئاتر رو انجام دادیم .

جواب بنده به جناب برهانی مرند : " هوووووووش ، کجا داری میری ( به سبک خسرو شکیبایی در فیلم هامون )؟ آقای برهانی مرند گرامی مگه کسی با تفنگ بالای سر شما وایساده بود که بیایید تئاتر کار کنید که حالا این همه طلبکارید ؟ مگه کسی زورتون کرده بود ؟ از شما بعیده ! بیست هزار تومن پولیه که واسه شما یه زار هم نمی ارزه واسه خیلی ها می ارزه ، دارم فکر میکنم آدم حمومی باشه اما نادر برهانی مرند نباشه . آخه جان من حمومی ها پول آب یعنی اجرت طهارت و غسل رو به زبون نمیاوردند و میذاشتند به حساب جیب طرف ، لام تا کام حرف نمیزدند و خیلی جاها بیرون حموم ها تابلو زده بودند( غسل   فقرا مجانی میباشد ) . بابا دمشون گرم . والا پارسال رومولوس کبیرتون رو دیدیم . . . همون طور که خودتون خوب و اساسی میدونید بنده در این جا پنبه ی کار شما رو زدم . ضمنی اشاره کنم ، کاش یه دیدگاهی نسبت به جهان بینی دورنمات داشتید و کاش عکس های کار شده از رومولوس ها را لااقل در اینترنت میدیدید و کاش آن دکورهای موشک فضایی و صحنه های لوده بازی را کم میکردید و کاش کمی آقا میزانسن بلد بودید . . . برعکس مصاحبه ای که گفتید سعی کرده بودید جناب صفری را از شکار روباهی که ندیدید دور کنید!!! اما والا به جون مامانتون اینا همه جا همه گفتند که با اون لباس و هدایت شما باز هم همه یاد شکار روباه افتادند . هه . . . من خوب خاطرم هست که در نوشته ام گفته بودم این شمایید که در هاله ی نام سیامک صفری میدرخشید وگرنه اصلا دیده نمیشدید . . . و نمایشنامه خوانی میکائیل شهرستانی بسیار استیلیزه و حسابی تر بود اون کارو هم لابد ندیدید!!! حالا قبلا تهران زیر بال فرشتگان رو هم دیدیم و فهمیدیم که نوشتنتون هم در حد چیه ! ؟ ! مرگ فروشنده و مرغابی وحشی خوب بود اما نمیدونم چطوری از دستتون در رفته ! . . . مثل اینه که شما اومد نیومد دارید !بالاخره ماهیت شما با این طرز برخورد با جماعتی که آه ندارند با ناله سودا کنند و پشت گیشه ها حسرت به دل میمانند مشخص شد . . . شما خوب میدانید که اکثر تئاتر بین های این خاک ما روزگارشان به سختی میگذرد . در همین بلاگ ، بنده بارها متهم شدم که چه شانسی دارم که به خاطر کار در روزنامه و ... در قسمت وی-آی-پی  به تماشای تئاتری رفته ام و چه خوب که مثلا 5000 تومن نداده ام و راحت روی صندلی لمیده ام . پس ببینید که 5000 تومن هنوز برای خیلی ها کلی پوله . . . هنوز خیلی ها سر گران شدن دو کیلو هلو ناراحتند اما ظاهرا شما این طور نیستید .شما ایران زندگی میکنید ؟ بلیط رومولوس هم بالا بود اما چرا ؟ پول برای شما خیلی باید چیز شیرین و دلچسبی باشد . هنرمندی که در این شرایط این مرز و بوم (که عده ای از دیدن اسکناس های 10000 تومنی شاخ در آورده اند و ماشین ندارند و با وسیله نقلیه ی عمومی میرند و میایند) میگوید"" 20000 تومن حق تئاتر ماست و اصلا به ما چه تقصیر ایرانشهره"" هیچ شناختی از جامعه ی اطراف خود نداردجناب  برهانی مرند چه برسد به اون که ...چی؟ نیل سایمون شناس هم باشد .

بنده با توجه به داشتن جیبی که از پس گیشه ی ایرانشهر هم برمیاد دیدم کار شما رو تحریم میکنم (واسه خودم ... بقیه خود دانند )تا مشت محکمی بزنم توی دهان کسانی که بی هیچ سواد و خلاقیتی با زرق و برق اضافه و لابی های قنات مانند تو در تو ، پول مردم را وارد گیشه کرده و کار بدی تحویلشان میدهند و اسمش را میگذارند - تئاتر-  .   بروید یک سر به بلاگ جناب صفری بزنید و ببینید که اکثر علاقمندان ایشان، وی را به جای آغامحمدخان ، سیامک کبیر نام نهادند و چقدر از کار رومولوس تعریف کرده اند . چرا ؟ چون شما بهشان حقه زدید و به نام سیامک صفری ، رومولوس تحویلشان دادید . چرا ؟ چون اکثرشان شکار روباه را ندیدند ...پس پی گیر تئاتر حرفه ای نیستند .شما شکار روباه را پیدا کنید. ببینید. یه کم طرز رفتار دکتر رفیعی را هم با طرز برخورد خودتان مقایسه کنید . . . مسئله اینه جانم ، که اصولا هدف شما در حرفه چیست ؟ پول در آوردن ؟ یا تئاتر کار کردن ؟ به بچه ها دیدن و تفکر اشتباه یاد میدهید . . . مثل رستورانی با آمبیانس زیبا و دلربا که لای غذایش مو و پای سوسک و ملخ پیدا میشود . . . دقیقا همین طور است . . . بعضی ها مزاجشان با آشغال میسازد شمارا تحسین میکنند ،بعضی ها هم نه دیگر پا به رستوران شما نمیگذارند .

 

( آخیش )

 


 
comment نظرات ()