جزیره در کهکشان

 
نامه ی نماینده ی میس شانزه لیزه
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧
 

آمبیانس : علیرضا قربانی در ( این ) تصنیف . 

مواد لازم برای شنود : یک بسته دستمال کاغذی ، کمی بالکن یا پشت بام یا هوای آزاد...احیانا مشعل، در غیر این صورت گل گاوزبان.

اعتراف

میس شانزه لیزه از اینکه این همه زحمت میکشد و با وجود دایال آپ بودن ، پست میگذارد و در انتها فقط ۴ تا آدم با شعور برایش کامنت میگذارد ، احساس میکند چندان توانا نیست و فید بک خوبی نمیگیرد . ضمن اینکه میس شانزه لیزه به دلیل مشکلات قرص های اسمارتیزی ذکر شده در ایام ماضی ، دچار جنون شده و موهای خود را بس کوتاه کرده . . . بخاطر مخاطبان خود ساعت ها گردن کج کرده ، چیز نوشته اما خب اهلی شدن نیست کار هر کس و شاید میس ناتوان است . شاید ذکر خاطرات و گفتن دروغ های بزرگ راضی کننده تر باشد ، چرند و پرند همیشه طرفداران زیادی داشته . به هر حال و به هر صورت و به هر منوال و به هر طریق، فکر میس شانزه لیزه این است که شاید اگر داستان های رسوا کننده یا دروغ های بزرگ فی باب باباهای بزرگ، یا باباهای دروغین ،  بنویسد لینک خور و کامنت دونی اش پر تر و مخاطبان دوست ترش خواهند داشت . من به نمایندگی از میس شانزه لیزه از این بی توجهی دوستان دو تا چک به صورت کسانی میزنم که صرفا به خاطر دیده شدنشان میس را گول زده ، شیره به سرش مالیده و از در دوستی و انتلکتوال مابانه وارد گود شده و  اوایل دوست او بودند و میخواندندش اما به محض اینکه خرشان از پل گذشت رفتند که رفتند . میس شانزه لیزه برای بقای خود احتیاج دارد کمی استراحت کند .

 

با احترام

نماینده ی میس شانزه لیزه

از شهر سنگی.

امضا : */*)*(

ضمیمه : به زودی لینک دونی وب لاگ جزیره در کهکشان عوض خواهد شد .

هوا پاییزی است و دل ما نیز گرفته . . . شما هم که همیشه دیر میرسید . . .


 
comment نظرات ()