جزیره در کهکشان

 
من نه منم نه من منم
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳
 

تو منحصر به فرد ترین و عجیب ترین و شگفت انگیزترین کسی هستی که تا حالا دیدم این جوری پابرهنه توی خیابون راه میره و از توی چشماش عشق میریزه بیرون . تو بی نظیری ، بی تا و بی همتایی . میتونم ساعت ها توی نگات و چشات غرق شم و بهت بگم دیونه ی من دوستت دارم . دوستت دارم . کاش میتونستم آینه رو بشکنم و بیام اون ورش . نارسیسمم تونست بپره توی آب اما من میس شانزه لیزه نه . . . همیشه ترس داشتم از دوست داشتن خودم . . . این ترسه از کجا میاد نمیدونم . خودم میدونم که خیلی خاص و منحصر به فرد و جالبم و میتونم اسرار آمیز باشم . میتونم جنون زده بشم و کارای عجیب بکنم کلا کاراکتر باحالیم اما با این وجود انگار دنیا منو کشف نکرده . . . خودم باید خودمو کشف کنم آخه من خیلی مهمم .. .. بد جور خودمو دوست دارم . . . دلم میخواست میتونستم اون طور که بلدم و میخوام خودمو بغل کنم ، چه اشکال داره واسه خودمون پپسی باز کنیم و نوشابه بخوریم . . . هان ؟ خیلی هم خوبم . . . حرف ندارم کلا. نه اینکه بگم از من سر نیست ها هست اما من یه چیز دیگه ام انگار حتی خون و استخونمم یه چیز دیگه است . . . وقتی با انگشتهام روی کیبورد پیانو میزنم انگار دارم جادو میکنم خودم چه لذتی میبرم . توی آینه میگم نگاه .... عجب تیکه ایه حرف نداره . . . خودم خودمو دوست نداشته باشم کسی دوستم نداره . . . من این همه قابلیت ها دارم . . . قلب طلایی دارم . . . ذهن هیجانی و خلاقی دارم . . . خیلی هم خوش تیپ و مدل هستم . . . واقعا میگم ها توی استاندارهای بین المللی واسه مدل شدن میگنجم . . . کلا نوشته ه ام حرف نداره . با یه آرایش کوچیک از این رو به اون رو میشم . دوست خوبی واسه دوستهامم . حسود نیستم . خیلی شدیدا مهربونم . عاشق همه میشم . اما هی خودمو یادم میره . ببین دارم تذکر میدم ها . حالا عاشق خودمم مگه چیه ؟ کسی ناراحته . قربون خودم برم . من کی ام ؟ اصلا شاهکارم . واقعا شاهکار خلقتم ، به خدا نظیر خودمو ندیدم . توی روابط عمومی که حرف ندارم . . . به خدا در این زمینه شاهد زیاد دارم . آن لاین شعر میگم . دو تا زبان بلدم . کتاب دارم . . . تئاتر و موسیقی میشناسم . کلی صدام باحاله . خودم خودمو چشم نزنم . بترکه چشم حسود . دود شه . سیخ توش شه . ذوب شه زیر پای فیل و شتر دو نصف و نیم شه . ببین قابلیت های زیادی دارم . موهامو دوست دارم . دردهام منحصر به فرده . گاهی فکر میکنم هیچ مردی لیاقت نداره با من سر کنه چون من خودم سر تر از همه ام . والا کلا کسی میتونه از پس زبون من بر بیاد و منو بشونه سر جاش و کلا بتونه ادعا کنه ؟ نه . . . کلا دارم میگم ها . بذار یه نوشابه باز کنم . اسفند دونه دونه اسفند سی و سه دونه ...همسایه ی سیاه چشم  زاغ چشم  سبز چشم . چشم چپ ، چشم لوچ همساده ی دست چپی و راستی و بالایی و پایینی ، لینکدونی ، استادها ، لینک های حذف شده ، چششون در آد ، حسود و بخیل ، شنبه زا ،‌یکشنبه زا دوشنبه زا سه شنبه زا چهارشنبه زا پنج شنبه زا جمعه زا ، صبح زا ، ظهر زا ، شب و بی وقت زا بترکن توی اسپند و کندر هفت رنگم . آره والا واسه خودم گوسفند قربونی کنم . نظر قربونی بزنم این جا . دور خودم با سرعت چرخ بزنم . خودم خودمو چشم نزنم . خلاصه چه دودی راه افتاده . به به . قربون خودم برم .

میس شانزه لیزه

** روش درمان انواع و اقسام سردرد توسط (م.ز) کشف شد **

وی که قبل از حضور من تمام شمع و لوسر های خانه را مخصوصا روشن کرده بود و عود را نیز روشن ، چراغ ها را خاموش کرده . با کمر بند چرمی دور سر من را محکم بسته و بنده را مثل زرخرید ها جلوش نشانده با یک شلاق محکم توی ملاج من زده تا تمرکزم را به وسط مخ جمع کند ، روش دیگر (م.ز) تزریق آمپول بوتاکس به پیشانی با سوزن های 12 سانتی بود که تا اعماق مخ فرو میرفت و عضله را باز میکرد . وی بعد از اعمال حمله های فوق پای سمت چپش را بلند کرد و گفت : "  من آلزایمر گرفتم . . . یادم نمیاد بار آخر چی بهت گفتم . . . من همین جوری یه کلمه هایی میپرونم. . . یه حرفی میزنم . . . ببخشید ... شما ؟ " میس بعد از دیدن چشم های (م.ز) که داشت از ترس از حدقه در میامد سر (م.ز) را محکم توی آینه ی دیوار روبه رو کوباند و کیفش را برداشت و زد به چاک .


 
comment نظرات ()