جزیره در کهکشان

 
طلا و مس
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
 

گرمکن مخمل صورتی رنگم تنم بود . آدی داس های سفیدم رو بند نبسته پوشیده بودم . پالتوی بلندم تنم بود و یه شال گردن زرشکی دور سرم پیچیده بودم و لک و لوک کنان از کلینیک بیرون اومدم . میوه فروشی و لبویی و بقالی و اتو شویی رو رد کردم . همه جا  - طلا و مس - . این فیلم رو به هزار و یک دلیل ندیده بودم . اما خریدمش . از خیر بهمن کوتاه گذشتم و نشستم توی ماشین و بی حال اومدم خونه . نگاه مردم اصلا برام مهم نیست . وقتی تب دارم . سرم گیج میره چه اهمیتی داره . این مردم به من وقتی که توی ماشین دارم جیغ میزنم و آواز میخونم و خوشحال هم هستم بد نگاه میکنن بذار حالا هم فکر کنن دیونه ام . چه اهمیتی داره . طلا و مس رو دیدم . منصفانه باید بگم . فیلمی نبود که بعد از اتمام اون بگی یه سکانسش یادت میمونه . نگار جواهریان ، گرچه در انتهای فیلم میگه که با کسی که ام اس داشته حرف زده حرکاتش رو دیده، اما به عنوان یه هنرپیشه  اصلا نتونسته بود این احوالات رو نشون بده . آقای  همایون اسعدیان شما به قدر جاه طلبید که فکر نکردید اگر یک ام اسی این فیلم رو ببینه ممکنه چقدر از مریضیش ناراحت بشه و فکر کنه چاره ای نداره ؟ روزنه ای امیدی میگذاشتید . . . . ما ایرانی ها برای خودخواهی خودمان میتونیم به قشر مریضمون هم حمله ور شیم . فیلم لحظات رئالی داشت که در آوردنش سخت بود و اون ها رو دوست داشتم اما روی هم رفته نه لیاقت سیمرغ دیدم بازیگری را و نه فیلمی بود که توی ذهنم وول بخورد .

برف میباره . توی خونه ام . دارم نیکی کریمی رو میبینم که در فیلم دو خواهر چه دیالوگ های مزخرفی رو میگه . . . این همون نیکی کریمیه که چند شب پیش توی سارا دیدمش ؟ لیلا رو دیدم . امروز بازی اون رو هم لایق سیمرغ نمیبینم . چرا اون سال بهترین بازیگر شد ؟ نه بیانی نه تاثیری ؟چرا این همه بی عدالتی ؟

توی لینک دونیم چند تا نخاله پیدا شدند . یکی که بیکاره اسم بلاگم رو برداشته داره چرند مینویسه . من ازش شکایت میکنم و اعلام میکنم همین جا عکس خونوادگیشم میذارم . نمیدونه با کی طرف شده .


 
comment نظرات ()