جزیره در کهکشان

 
هه !
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٠
 

هر جا پامو بذارم لقه . فرو میریزه . میبرتم تا قعر خودش . سسته . پامو جایی میذارم که هر لحظه باید هشدار بشنوم . پنی سیلین تقلبی ... هوای آلوده ... بنزینی که بنزن میشود... آّب که قحطی میشود ... 500 تومنی سکه میشود ... جیرانی قطب سینما میشود ... جشنواره برگذار میشود ... پشت پرده ، بعضی ها قبولش ندارند اما سینما ها تا کجا صف میشود ... شیاف دیکلوفناک درسته با قیمت بیشتر فروخته میشود بازش که میکنی همه از دم لاغر و نصف شده !!!! دروغ زیاد میشود . پولدار ها پولدار تر و فقیر ها بدبخت تر میشوند ... سرگرمی مردم ( بفرمایید شام ) میشود . . . سرگرمی مردم مهران مدیری و قهره تلخ میشود . . . کوک توی مهمانی ها زیاد میشود و یه ریزه شعور ته میکشد . . . صمیمیت رنگ باخته همه چیز روی سطح بخار میشود . . . آسمان قهر کرده برفها را دریغ میکند . . . زمین مرده هایش را میبلعد . . . از همه چیز فقط دو ستون تخت جمشید باقی مانده . . . نوروز رسوا میشود . . . هیجان ها متازتاز گرفته همه چیز سرد میشود . . . عید نزدیک میشود . . . تقویم ورق میخورد . . . پول ها ته میکشد . . . شاید یک روز کارگران شهرداری برای جمع کردن زباله نیایند . . . همه جا جنگ بشود . . .  علامتی که هم اکنون میشنوم . . . زمین زیر پایم لق شده . . . محکم نیست . . . غر میزنم . . . به هیچ دلم برایت تنگ شده ای ایمان ندارم . . . به هوا شک میکنم . . . ویروس ها پرواز میکنند . . . ریه ها سرطانی میشود . . . علایم مرض زیاد میشود . . . خنده ها مصنوعی میشود . . . بفرمایید شام تفریح مردم میشود . . . گاهی اندیشیدن چقدر بد چیزی نیست . . . دادگاه را نشان میدهند . . . دکتر مصدق را . . . تاریخ را ورق میزنم . . . این جا را دوست ندارم . . . باید بروم . . . اهل کاشان و تهران هم نمیخواهم باشم . . . اهل یک منطقه  ی   صفر . . . بدون دود و تنش . . . بدون اخبار و لرزش . . . بدون پارازیت وموج های منفی . . . این روزها همه به پایین تنه شان فکر میکنند . . . برای آن نفس میکشند . . . پول در میاورند . . . دروغ میگویند . . . این روزها حتی پایین تنه ها هم آمیخته نمیشود . . . همه چیز مصنوعی شده . . . باید قرصی چیزی باشد تا راه بیفتند . . . از این مصنوعی بودن ها بیزارم . . . از کیف نکردن طبیعی . . . این روزها هر وقت ای میلم را چک میکنم پیام های هشدار دهنده میشنوم . . . خسته شدم . . . کاش یک پرنده بودم . . . از دست همه چیز فرار میکردم . . . پر میزدم . . . پرواز میکردم . . . دنبال کتابم هی زنگ نمیزدم .  .   .  دنبال همه چیز موس موس نمیکردم . . . برای شنیدن دوستت دارم بی خواب نمیشدم . . . از شنیدن اخبار بی تاب نمیشدم . . .  این روزها درگیر یک نمایشم . . . فکر میکنم نمایش تنها صداقت لحظه ای است که این روزها یافت همی نشود . . . صداقت خود لحظه . . . نفس به نفس شدن با مخاطب . . . گاهی خفه شدن . . . خاله زنک بازی ها را دور زدن . . . برای دیده شدن دیگری محو شدن . . . با همه در همان لحظه زنده شدن . زندگی کردن . . . گاهی فکر میکنم  چقدر از همه ی همین هنری ها بیشترین رفتار غیر هنری دیده ام . . . آرتیست بودن با هنر خواندن و مکتب هنر رفتن فرق ها دارد . . . با تئاتر بازی کردن و فیلم ساختن و نواختن و چسی در کردن هنرمند نمیشود شد . . . هنرمند . . . هنرمند . . . چه برچسبی ! چقدر همه ی ما دوست داریم تیریپ هنری داشته باشینم و خاص جلوه کنیم . . . همه دوستمان داشته باشند . . . هر چه بیشتر میگذرد لرزش ستون دوستانم بیشتر شده . . . اعتمادم کم شده . . . از غیبت متنفرم. . . . . . . دچارش میشوم . . . .زیاد . . . ترک عادت موجب مرض است . . . کسی که دچار غیبتم میکند را دور میزنم . . . دیگر تا مترو نمیرسانمش . . . خوشحالم . . . چند روزی است راحت شده م .  . . همه سرما خورده اند . . . همه آنتی بیوتیک میخورند . . . همه سرفه میکنند . . . همه آلرژی گرفته اند . . . حالم از این حال به هم میخورد . . . . . گلشیفته بعد از این همه زیستن در فرانسه در حمایت از سینمای ایران و تمجید از کیارستمی و جعفر پناهی فرانسه حرف میزند . . . هنووووووووووووووووووووووز دست و پا شکسته . . . . میزند توی کانال ایران . . . فارسی حرف میزند . . . با خودم میگویم شاید پخته شده باشد بهتر حرف بزند . . . او از پیف پاف میگوید و این که اگر هنرمندان سوسک باشند آن ها را دارند با پیف پاف میکشند و بعد نمیفهمد که چه جوری جمعش کند . . . او دوست دارد که گلشیفته باشد . دوست دارد که هنرمند باشد . . . نمیدانم چقدر هست اما آرتیست بودن چیز دیگری است . . . مردم میروند برای معروف شدن از علی دایی شکایت میکنند . . . میردم برای اینکه معروف شوند همه را با چکش میکوبند و هی از هم بد میگویند . . . کاش ایرانی نبودم . . . این خصوصیت ماست . . . از دیدن عاشق ها رم میکنیم . . . حسودی تا بینهایت . . . توی این جا تونل توحید هواکشش کار نمیکند اما مدام خبر شما از دوربین مدار بسته دیده میشوید شما جریمه میشوید را میبینی . . . . شما بدی . . . شما جریمه باید بشوی چون عاشقی چون خوشحالی . . . چون فکر میکنی باید جریمه شوی . . . غیر مجاز شی . . . باید رفت . خسته ام  . . . به کجا ؟ نمیدانم . . . شاید فقط منم که این جور وسواس گرفته ام . وگرنه لیلا حاتمی دروغ میگوید که سر منهای دو مریض شده و 40 روز باید برود . . . او قرار داد سعادت آبادش را به جان دادن روی صحنه ترجیح داد . . . به دروغ گفت مریضی اش 40 روز طوووووول میکشد . . . پول دار تر میشود . . . فیلم لیلا را میبینم با ز هیچ چیزی درش نیست که لایق سیمرغ باشد . . . سوسن تسلیمی دیگر تکرار نمیشود . . . بی - تای هژیر داریوش که منم . . . کاش این همه احمق نبودم . . . پروژکتور میترکد . . . زمین سوراخ میشود . . . زخمی شدن . . . عدم حمایت . . . شرکت نکردن در جشنواره هایی که همه دلخوشش هستند . . . زور زدن برای شنا کردن در جهت دیگر . . . این همه سنم شده و هنوز بلد نیستم درست زندگی کنم . . . باید فرار کنم . همه از ترس است . ترس بودن . بودن درد دار . درد دارم . روحم دردش گرفته . دلش میخواهد همه ی علامت های پارک ممنوع و ممنوع ها را بکند . . . دلش میخواهد بادی به دلش بوزد مبسووووووط . . . . دلش خوش باشد . دلخوش بودن . دوست داشته شدن . عاشق بودن . سالم بودن . خندیدن . رقصیدن . شیطنت . بالا پایین پریدن . همه چیز بر وفق مراد بودن . کبکی که خروس بخواند . آفتاب از هر ور که خوابش را ببینم طلوع کند . . . آرزو . . . کپک زده . . . . بفرمایید شام ! هه .

 


 
comment نظرات ()