جزیره در کهکشان

 
سرنوشت یک نقاشی
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱
 

یک ) شب بود . کوه ها تا خود ستاره ها بالا رفته بودند . سربالایی را پیاده میامدم . کوچه تاریک بود مثل قیر . باد میوزید لای شاخ برگ درخت ها . صدای به هم خوردن برگ ها . وسط کوچه نور افتاده بود . نور از آشپرخانه ی خانه ای بیرون زده بود که بیرون پنجره اش گل های مصنوعی آفتابگردان سر خم کرده بودند . خانه ای که چهار نبش بود و امیدوارم  هیچ وقت خرابش نکنند . خانه ای که در رمان اولم تویش زندگی کردم . به نور که رسیدم امنیت برقرار بود . بی دلیل . زیر آشپزخانه توی سیاهی شب سیگارم را روشن کردم . سر بالایی دراز تر میشد . فکری تر بودم . اشک هایم شکاف خیابان های امروز را جوی روانی میساخت از ماهی هایی که عاشق میشوند . همه ی فکر و ذکرم تابلوی تصویر سازیی بود که برای دوستم کشیده بودم . طی نامه برقیی که برایم ارسال شده بود دیدم روی تصویر سازی ام چیز چسبانده اند . از همه ی آن همه ساحل و شن های داغ ، از همه ی آن ماهی های زنده ی روی کاغذ ، خورشیدی که میدرخشید و ماهی که میتابید و ستاره هایی که به خورشید میرسیدند هیچ نمانده بود .

سئوال : آیا اگر تو هم یک روز ببینی روی کارتصویر سازی ت ، تاپاله پهن کرده اند چه حالی میشوی ؟

خب ، آن نقاشی سه ماه سرنوشتش طول کشید . یا نقاشی های دیگرم . همیشه نقاشی هایم را که کمتر از نوشته هایم دوست ندارم به کسانی داده ام که لیاقتش را نداشتند . خط هایی که میکشی ، طرح هایی که میزنی ، قلم هایی که میتراشی و از همه مهمتر اندیشه ای که پشت هر رنگ و چرخ مدادت میدمد از دستان تو . اگر یک روز داستانت را بدهی که بخوانم و بعد ببینی فقط جلد کتابت روی مزم است و باقی توی کامیون زباله چه حالی میشوی؟ اگر یک روز ......... سرآغاز اینکه نطقم کور شد و فکری شدم .

دو ) توی خانه تمام نقاشی هایم را برداشتم و سر و ته کردم . از خودم فرار کردم . . . کپسول هایی که از داروخانه خریده بودم را با  - - - پر کردم . . . خوردمش . لش شدم . جنازه ای روی تخت مرده شور خانه . سرد شدم . پتو را دورم کشیدم .تلوزیون را روشن کردم و کنترل را به دست گرفتم . اسلحه ی بزرگ یک دقیقه بود شروع شده بود . آلن دلون را همیشه دوست داشتم . در هیچ سینمایی تکرار نمیشود . خودش هم میداند . چیزی ، زیبایی زنانه مردانه در چهره اش دارد که شیفته اش میشوم . منتظر لحظه ای میشوم که عکسش را توی این جا گذاشته ام . . . قهرمان بودن و قهرمان ماندن .  . . . مارلون براندو را هم دوست دارم اما آلن دلون چیزی در من ایجاد میکند که توام با مهربانی یا اندکی جنتلمنانگی است . چیزی که نیست . چیزی که مردهای ما امروز بلدش نیستند . یاد گرفتن دون ژوان بودن را هم . . . در کتاب کامو میخوانیم . . . دون ژوان را تحلیل میکند . . . به فلسفه ی پوچ گرایی میرسد و به افسانه ی سیزیف آن هم در بیست و هشت سالگی . . . مرد بیست و هشت ساله ای نشانم بدهید که قدر کامو بداند . بنویسد . مردی نشانم بدهد که قدر موتسارت استعداد داشته باشد . من شیفته ی مردهای نابغه ام . . . شیفته ی انهدام آنها . شاید ساخته شده ام که زیرجلکی خودم را که هیچم لابه لای استعداد نوابغ بگنجانم . مگر من چه کسی هستم ؟آدمی که فقط عضله باشد ، بدون فکر ، از اسب هم کمتر است . زیر پوست نابغه های این قرن حتی اندکی کنجکاوی نمیلولد . مجموعه ی حال به هم زنی هستند که برای اینکه دنیا منحلشان نکند هر گهی میخورند . . . و زنانی که حتی اغوا گر نیستند ، حتی زن بودن را بلد نیستند . . . لزجند . . . مثل هوای لزج به آدم میچسبند . . . . و من زنی هستم نه از این دست . . . نه هر مردی نمیتواند همپای من باشد . . . کلمه هایم از رویا بیرون نمیایند و بی نظمی واجبات زندگی من است و من اینم جسور ، عصبی ، خلاق ، بیاخلاق، اغواگر، کودک، کودکی که هیچ وقت بزرگ نشد تا حقه بزند ، من زنی هستم که شب ها را پا برهنه روی آسفالت خیابان دوست دارم ،... ، یک لحظه توی فیلم اسلحه ی بزرگ میروم . . . تونی را دوست دارم . . . چشمهایش را و پلیور پوشیدنش را و انتقام گرفتنش را . . . کدام زن هست که نخواهد دستش را دور دست او حلقه نکند و شب را با او شام نخورد و نرقصد و در سایه ی شمع ، روی دیوار کنارش نیارامد ؟ در چشمانش خیره نشود و از لمسش سرشارنع. کدام زن است ؟ مرد قد بلندی که همیشه کنار تو باشد و زیبایی خیره کننده اش سینمار ا...مردم را همیشه حیرت زده کند . . . غرایز ددمنشانه ای که در من است باعث میشود تونی را با چسب به خودم بچسبانم و .... کدام زن دنیاست که آلن دلون را دوست نداشته باشد .

سئوال ) آیا این درست است که مردان باید از زن ها بلند قد تر باشند تا خوشبخت تر با هم بزیند ؟

سه )  ادب شو و اینو بخون

" قانع به یک استخوان چو کرکس بودن / به ز آنکه طفیل خوان ناکس بودن

با نان جوین حقا که به است / کالوده بپالوده هر خس بودن "

سئوال ) این شعر اگه گفتی مال کیه ؟


 
comment نظرات ()