جزیره در کهکشان

 
حبس
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

 

سوگند به همه ی سوگندهایی که همه ی مردها شکسته اند که همینک قفل را شکستم و از محبس خلاص شده و در کوتاه ترین زمان ممکن حیات خود را مهر کرده در این خاک و نامه های شما را بوسه زده بر در و دیوار اتاقم خواهم آویخت . در این مدت که نبودم 2 کیلو وزن کم کرده و محبت به دیگران را تکفیر در حد عظمت رع دانسته و خودم قیامی علیه همه ی کسانی که گمان میبرند میتوانند دزدی کنند .... دزدی طرح و ایده .... دزدی دل و خال . . . قیامی علیهشان خواهم کرد که در شبکه های بین المللی اکران کنند . باری با سه زبان و با قدرتی بیشتر جبران نبودنم را خواهم کرد . ضمن اینکه حتما باید پگاه آهنگرانی باشی یا فرانک که خبرت را توی بوق بکنند . باقی آدم نیستند . حال ما در این زمان از مدیریت پرشین بلاگ کمال تشکر را کرده که سوراخی زیر زندان نهاد و ما را به بیرون گریزاند و از خودم تشکر کرده که سیگنالهای میس شانزه لیزه ای ام کارگر شده و قفل را از نگهبان طبقه ی بالایی دزدیده برای ملاقات با شما فعلا این جا هستم . با حرف و حدیث هایی فراوان . میخواهم مار شوم زبانم دو اتشه دو شاخه بیرون زند و همه ی دوستانی که در ایام زندگانی خنجر زدند را یکی یکی اکران کنم . باری آپلود ممکن نبود . لطفا پاسخگو باشند .

از متانت / بهنامترین / گودرز مهربان / شایسته / هیتلر/ حسین لامعی و تمام کسانی که در این ایام به دیدار من آمدند کمال تشکر را دارم .


 
comment نظرات ()