جزیره در کهکشان

 
کمک
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

بس تجربه کردم در این دیر مکافات

با دردکشان هر که در افتاد بر افتاد

* گاهی به جای دردکشان ، سوختگان هم میبینی ...

***

نقل اینکه چرا تا حالا نوشتم حکایت آوارگی و این ها نیست . لپ تاپ بنده مشکل داشت ، حل شده به شکرخدا منتهای مراتب حالا هم که درست شده فلش پلیر نداره که خب عکس نمیشه براش گذاشت . روی دست ما هم برای نصب اینترنت پر سرعت کلی خرج موند که بماند . ضمن اینکه اینجانب مشغول گردآوری کتابی هستم که اگر بیرون بیاید که حتما میاید جزو توپ ترین کتاب های عالم شده چشم حسود ها را کور کرده و لطفی به تاریخ خواهد نمود . زیرا کاری بس دشوار و پژوهشی بود که حالا وقتی درآمد سخن میرانم ازش .

حالا که از نصب عکس بی نصیبیم ، مجبوریم بی عکس زیرآب دوستانی را بزنیم که دزدند .

قبل از هر چیز برای من واژه ی دزدی امری است که دانستنش بس حیاتی . . .

از شما میپرسم دزد کیست ؟ آیا صرفا کسی که کیف پول شما را دزدیده ؟ ! پول ...مادی...نگاهتان مادی شده ؟ خب ...کمی بیاییم این دزدی را طول و عرض بدهیم .

دزدی یا سرقت ادبی یکی از امور متداول و رایج در این خاک است که خوشبختانه درش دست هم زیاد است . بنده برای اکران دزدهای مدرن امروزی ادله دارم . عدم باسن فراخ در کار و قوه ی تخیل . باری بنده در این چند وقت دو سه دزد را شناسایی کردم که مشغول مجازات و این های آن ها بودیم . سیما : ظاهرا دزدهای جدیدی هم در زمینه ی کار سینمایی میشود مثلا آیا آقا یوسف اثری است از دکتر رفیعی یا آقای یاراحمدی؟ خود آقای جیرانی هم که پای میز محاکمه ی سرقت ادبی رفته . سرکار خانم تهمیه میلانی هم که ...عجب .... ضمنا در همین کمی وقت توضیح دهم سرکار خانم (س)در مجله ی فیلم بالاخره سمتش چیست ؟ مترجم هست ؟ منتقد است ؟ نظر پرداز است ؟ کارشناس است . چیزی که (س) در باره ی ورود آقایان ممنوع نوشته ، شر و ور محض و به رخ کشیدن چرندیاتی است بی ربط که از آقای گلمکانی عزیز خواهشمندیم لااقل ویراستاری این کارها را دقت کنند و به هر از گرد راه نرسیده ای کاغذ ندهند . اعتبار پیدا میکنند این آدم ها . چرا ؟ جایی که آدم های استخون دارو درست در برنامه ها نیستند اسم بی کس و کار هایی دیده میشود که در مجله ی فیلم و الباقی اظهار لحیه میکنند . برای خودشان کسب و کاری راه انداخته اند . بعد رضا آشفته با ان همه سال کار و بار حالا دستش را از روزنامه کشیده بیرون . دمش گرم . کدام روزنامه . . . ؟ ؟ ؟

بنده به عنوان یک میس . . . یک زن . . . در این جا کاملا آزادانه مینویسم و دوست دارم تخیلم را به نمایش بگذارم دشمنانم هم دوستم دارند . باری به دلیل عدم فیلتر شکن و عدم وصل کردن فلش پلیر از دوستان خواهشمندم برای بنده لطف کرده فیلتر شکن و فلش پلیر میل نمایند تا ما عکس دزدها را آویزان کنیم و بحث را شروع کنیم .

باری . . . . سخن اصلی را در ان زمان خواهیم گفت . مکث عزیز ممنونم از تو .از دوست عزیزم از اطریش که زنگ زدی  . . . . شاید اگر میدانستی مشکل من این چیزهاست خنده ات میگرفت به خوبم اکتفا کردم بعدا زیرآب خودم را هم خواهم زد . علی جان از شما هم ممنون ای میلتان را گرفتم . چشم بگذار کمی بگذرد بعد . داستان های شنیدنی زیادی دارم . منفجر خواهم کرد پس با ضد گلوله و این ها جزیره را باز کنید .

 


 
comment نظرات ()