جزیره در کهکشان

 
رمولوس کبیر
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٩
 

پیش خودم گفتم اگر ساعت شش راه بیفتم حتما به موقع میرسم تئاتر شهر،تازه شاید هم شد به کتابفروشی ها سر زد و یه قهوه هم خورد و به کوری چشم دیگران مشعلی هم فروزاند . نشون به اون نشون که بنده ی خدا من بدبخت ساعت شش راه افتاده و تا هفت زیر پل پارک وی در ترافیک مرگبار در حال کلاج ترمز بودم . شیشه ی ماشین پایین بود . نه من اعصابم ضعیف نیست . همه ناراحتند . چهره ی مردم اخم آلود . خسته . نگران . عصبانی بود . میشنیدم که همه ی توی موبایلشان داد میزدند که :" توی چمران جنوب گیر کردم " دلم میخواست ماشین رو وسط اتوبان رها کنم و چهارنعل بدوم تئاتر شهر . خسته شدم از این همه فشار ! به مکافات ساعت هفت و چهل و پنج رسیدم . ماشین رو سر جای همیشگی پارک کردم و بدو رفتم تو . زانو هام درد میکرد . کفش های پاشنه بلندم کارخودش رو کرده بود . از این به بعد باید یک آدی داس توی ماشین باشه برای مواقع ترافیک ضروریه . مخصویا زمستون ها که ما خانم ها اکثرا چکمه میپوشیم . خلاصه دویدم . از خانم ... بلیط رو گرفتم و کلی غر زدم که همه ی وقتم و انرژی م توی اتوبان هدر رفت . دیدم ده دقیقه وقت دارم . پریدم تریا . یک چیز کوچیکی خوردم و سریع مشعلی فروزاندم و اس ام اس ها ی بی جواب مونده رو جواب دادم . کار ساعت هشت و نیم اجرا شد . یک ربع دیر تر .

خب من همیشه وقتی کاری قرار میشه اجرا بشه توی اینترنت دنبال نمونه کارها و عکس های اجرا شده در جهان میگردم و مقایسه میکنم . دو- سه شب پیش که اولین عکس های آماتورانه ی سایت ایران تئاتر از این کار رو دیدم حیرت کردم . شاید مقایسه کار اشتباهیه . گفتم باید بعد ازدیدن اجرا قضاوت کرد .

رمولوس کبیر نوشته ی فردریش دورنمات نویسنده ی سویسی آلمانی زبانیست که اکثر کارهاش رو حمید سمندریان ترجمه کرده . هر آدم عامیی به جهت پخش هزار باره ی (فیزیکدان ها ) (البته ترجمه ی استاد رضا کرم رضایی )شبکه های تلوزیونی میتونه دورنمات رو به یاد بیاره . بازیگران خوبی از جمله خسرو شکیبایی .جمیله شیخی . رضا بابک و ... در اون هنرنمایی کرده بودن . اهالی تئاتر هم چه بخوان و چه نه حتما میشناسنش ...حتما ازدواج آقای می سی سی پی - ملاقات بانوی سالخورده رو خوندن و هزار بار راجع بهش حرف زدن . اهالی سینما هم حتما به واسطه ی فیلم قول که از روی سه گانه ی دورنمات ساخته شده و جک نیکلسون توش بازی کرده میشناسنش .

من دو - سه سال پیش نمایشنامه خوانی همین کار رو به کارگردانی میکائیل شهرستانی در فرهنگسرای نیاوران در فضای باز دیده بودم و از قبل آشنایی داشتم . اون شب نمایشنامه خوانی گرچه در هوای  سرداجرا شد و رعد و برق زد و بعد از نمایشنامه خوانی بارون گرفت اما همه با اشتیاق کار رو دیدند .

هشت و نیم شد . نشستم سر جام . دکور صحنه رو دیدم . از نزدیک ...نه توی عکس ...طراحی لباس و میزانسن ها رو دیدم ... و برای همین میخوام همین جا یک نامه برای آقای نادر برهانی مرند بنویسم .

 

سلام نادر برهانی مرند

امشب کار رو دیدم و از دست شما مثل یک گاو وحشی عصبانی هستم و بلد هم نیستم پاستوریزه حرف بزنم .

آقای برهانی مرند عزیز کوچکترین ذره ای از خلاقیت و (دراماتورژی ) در این کار مشهود نبود . آیا شما به عنوان یک کارگردان شد که در طول تمرین یک بار بنشینید و فقط به فکاهی بودن صحنه ی دوم نگاه کنید . آن سوت های بی دلیل سربازان و سیاهی لشکرها و شدت و طولانی بودنشان چه بود ؟ شما چه برداشتی ازاین متن کردید؟ بالاخره هم نفهمیدید کمدی اجرایش کنید یا تراژدی ....حتی مطمئنم نفهمیدید دورنمات کمدی نوشته یا تراژدی ! شما چطور به خودتان اجازه میدهید اسم خودتان را زیر اسم رمولوس کبیر به عنوان دراماتورژ درج کنید ؟ سهراب سلیمی - گرچه اصلا دوستش ندارم با ان میزانسن ها عین یک عروسک کوکی سخنگو خیلی مسخره بود و با زحمت کار را اجرا میکرد . رحیم نوروزی که به عقیده ی من نقش کوتاه اما مهمی را داشت در اجرای شما به ف...ک رفت . مکث های طولانی ...معطلی روی صحنه !؟ سرود خوانان و رقاصان که مثلا میخواستند بیزانس را به ما معرفی کنند حتی در حد یک حاجی فیروز نبودند . دکور شما بسیار دردآور بود . یادآور فیلم های فضایی ... موشک هایی که در های کمدینی درش بود و مثلا بامزه بود . افسانه ماهیان همیشه ی خدا بلد نیت بازی کند . در این کار که فقط دیالوگ حفظ کرده بود . هیچ خلاقیتی نداشت ..ریما رامین فر با ان سکندری خوردن های وحشتناکش به گریه ام انداخت . آقای برهانی مرند شما را فقط زنده میگذارم به خاطر سیامک صفری همیشه عزیز که به لطف او هر کاری درخشش پیدا میکند . اتفاقا اگر با این دید بروید و کار را ببینید که سیامک صفری چطور توانسته با این همه ضعف کارگردانی مثل همیشه بدرخشد (و هیچ کارگردانی به گردسواد و پایش در استعداد و خلاقیت نمیرسد )برایتان دیدنی خواهد شد . شما در هاله ی سیامک صفری میدرخشید آقای برهانی مرند و به واسطه ی نام دورنمات فعلا پنجه به صورتتان نمیاندازم . حیف که همچین فرصتی را این بازیگران با شما تجربه کردند . بهتر است بروید و قد بکشید . از شما انتظار بیشتری داشتم .


 
comment نظرات ()