جزیره در کهکشان

 
ببخشید ، شما ؟
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩
 

فک میکردم تو یه عقابی ، من یه جغد ، فک میکردم یه زمانی ، من و تو دو پرنده بودیم توی یه کوهستان ِ غریب ، توی لونه هامون ، با نگاه ِ تیزمون ، همسایه های ترسناکی بودیم تو و من برای همه اطرافیانمون ، فک میکردم ، زمین که بچرخه همه ازش میفتن زمین جز تو و من ، جز من و تو ، فرقی نمیکرد ، وقتی که ما پر میزدیم توی آسمون ِ دم ِ غروب کوهستان ساکت ، پی شکارمون ، شکار ِ تو من و من شکارم خود ِ تو . . . فک میکردم من یه جغدم تو دستهای تو ، بچه جغدی تو لونه ی تو ، شدی تو ، سیمرغ و من زال ِ نگون بخت ، تو شنیدی صدامو تو منقارت رو باز نکردی ، طعمه ی بچه هات نه منو ... تو نذاشتی بشم تیکه تیکه تو لونه ی خار دار ِ تو . . . حالا من همون جغدم و تو یه عقاب ، شکارم کردی ، منو گذاشتی کنار ِ لونه ات رو با اسپری خشکم کردی تو . . . عین ِ یه تابلو ، مات و صاف روی دیوار . . . نه حتی شبیه یه خاطره ، من حبس ِ اون قاب و شاهد ِ شکارهای تو . . . بره ها و گوشت ها و پرنده هایی که میاوردی و طعمه ی تو بودن و تو بعد از یه عشق بازی میخوردیشون . . . خود ِ تو . . . بعدا که رفتی . . . من رو آویزون کردی در ِ لونه ات و پر کشیدی به یه کوهستان ِ دیگه . . . حبس ِ اون قاب من و یه دشت ِ گریان و کوهستان ساکت . . . شب و روز شد ذکر ِ اسم ِ تو . . .دم غروب . . . بد تر از گودو . . . نیومدی تو ... نه هرگز . . . تو منو گذاشتی رفتی . . . شن های یادگاریمو توی جیبهات پر کردی و بُردی . . . ماهی هام رو خوردی و یه آبم روش . . . فک میکردم تو عقابی ، من یه جغد ، فکر میکردم . . . همیشه اشتباه . . . همه ی اون قاب شد خون از حنجره ی من ، جیغ من فریاد . . . زندگی من . . . تا اینکه توی اون قاب خفه شدم . . . حک شدم . . . به خودم که میام توی یه کابوسم ، اسمش زندگی ، بیدارم ؛ دستهای تو آمپول و چشمهای تو نیاز ، پشت ِ کالسکه رفتی کنی ساز . . . نشسته ام با لباس عروسم که هیچ وقت برات نپوشیدمش . . . کالسکه چی رو کشتی چون دوستش نداشتی ، تو از روی همه همین جور رد میشدی ، مردمان ِ سوخته ی شهر تو نه بودند یکی نه دو تا تو مثل یه حیون ِ درنده همه ی چیزهای خوب رو بلعیدی . . . عین یه تراکتور رد شدی تو خندیدی . . . نگاه میکنم ، تاریخ ها رو مرور . . . من ، سر ِ راه بودم . . . منو قاپیدی بردی بدی پناه ، ای وای ِ من که من شدم پناهگاه و تو قفل ِ در رو عوض کردی ، منو حبس تو بد کردی . . . حالا ساعت شنی دیگه تموم شده . . . مثل شیشه ی عمر من ، شن هاش . . . دلم تنگ که میشه ، گلوم سفت و سخت میشه . . . بازم تو هی . . . . عاشق ِ دروغ و حیله ، نگاهت پر ز کینه ، دستت پر از رگ های سوخته ، میگیرمش ، برگ ها نگات میکنن ، چتر میشم کسی چشمت نزنه ، آفتاب میشم ، تن ِ سردت گرم بشه و مهتاب میشم  مونس ِ تو . . . آهنگ گوش کنی . . . من چرخ میشم ، تو بتازی تو بگازی ، من همه چیز میشم و تو هیچ وقت نمیبینی مثل خدا رو ... تو نهالی حالا شدی یه درخت ِ چاق . . . ای درخت بی سایه . . . رد میشم از کنارت ، زمان که میگذره ، میکنم روت یه اسم رو با اسم ِ خودم میکنم یادگاری واسه خودم . . . همین جوری . . . الکی . . . اسم ِ کنار من نیست اسم تو . . . حالا بشو شاهد یه امنیت ِ واقعی . . . بذار ریشه هات پوک بشه و خوراک مورچه ها . . . عمری تو گوشت بره خوردی و زدی سادگی پرنده ها رو گول . . حالا بذار ریشه ها ت بپوسه . . . خش شی بیفتی . . .تو نه عقابی نه یه قصه و نه یه مرد پر از غصه . تو یه ضمیری که حذف شد از صرف و نحو من . . . مثل همون وقتا که من و تو ما شدیم و تکرار هم هی . . . حالا من هستم و تو نه . . . . . پودر شدی . .. توی کالسکه ای که بی سوار میره . . . لباس عروسم رو با قیچی تیکه تیکه میکنم ، هر تیکه رو یه جایی خاک میکنم . . . بعد انگشت هامو و بعد موهام رو . . . نیست میشم از نگاه ِ تو که بردی همه ی شن های ساحل من رو خوردی ماهی های رنگی من رو . . . و رفتی و پشت سرت رو هم ندیدی . . . حالا قبل از اینکه بیفتی میخوام روی یه شاخه ات بشینم تا تاب بخورم . . . از آفتاب آب بخورم . . . روی رنگین کمونش سر بخورم . . . ابراشو شکل اونی کنم که دوستش دارم و برم بغلش و یادم بره که تو بودی . . .افتادی شکستی و من نشنیدم که پشت سرم ، توی کالسکه یه درخت بزرگ افتاد . . . تو گفتی کالسکه چی نگه دار و و  پیاده شدی . . . خودت رو دیدی که افتادی . . . یه مشت جک و جونور بهت حمله کردن و تو رو جویدن . . . وقتی برگشتی . . . من رو ندیدی . واسه همیشه نمک شدی . . . چشم های من بعضی شب ها میباره و شوری یاد ِ تو رو به همراهش داره . . . تو ولم کردی و من از آسمون خدا افتادم توی اقیانوسش . . . واسه همیشه تو دیگه نیستی . . . کی هستی ؟ شما ؟


 
comment نظرات ()