جزیره در کهکشان

 
تکیه بر باد !
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱۸
 

سریال ( تکیه بر باد ) که پخش آن از شبکه ی پنج آغازیدن گرفته است ، درون مایه ای دارد که سالهاست مورد علاقه ی آقایان ِ پُشت ِ میز نشین ِ رسانه ی ملی - میهنی شده ،  که تم ِ  آن مثل گاو حاج میرزا آقاسی توی همه ی سریال های تلوزیونی سر و کله اش پیداست که خود مایه ی رسوایی ایرانی هاست . . . از سریال نود شبی پر سر و صدای نرگس بگیر ، تا سریال های ماه مبارک رمضان ...مثل میوه ی ممنوعه و ... حتی فیلم های سینمایی . بعد هم از آدمی میخواهند مثل شتری که نعلبندش را نگاه میکند نباشیم و لبخندی به پهنای صورت بزنیم و دیش و ماهواره را پرت کنیم توی دریا و بنشینیم پای این سریال ها و در اندیشه و تفکر را دربست ببندیم و مدام یک چیز را ببینیم . 

اینکه مدام در این سریال ها هویت جنسی زنان ، زنان ِ زیر ِ پوششی از عفاف و کمال که به کمالات میرسند و با دعا ، معجزه می آفرینند و همه ی سریال مبنی بر نیاز جنسی انان تحت لوای ازدواج سرگردان است حال بنده را به هم میزند . بار ِ تحقیر آمیز ِ این نگاه به زن در قرن امروز به شدت آزار دهنده است . 

دختری که میخواهد درس بخواند باید از پدر ، مادر ، خواهر ، برادر اجازه و کسب تکلیف بنماید . چرا ؟

دختری که بخواهد ابرو بردارد باید حتما شوهر کند . این علامت ابروی پر و سبیلی به بهنای صورت چونان دزد دریایی یعنی باکرگی و نزدیکی به خدای متعال ؟

این که همه ی احمد و محمود ها و حسن آقا ها و حسین آقا ها خوب ِ فیلم و سریالند و فرامرز و کوروش و بامداد بد من فیلم    واقعا مایه ی بیسوادی و کج سلیقگی و نفهمی دارندگان مهر ِ کد فیلم است . این که همیشه کرواتی ها آدم های بدی هستند و ریشو ها آدم های خوب . اینکه ریشو ها گناه نمیکنند و وجدان دارند و سه تیغه ها و ادکلن زن ها و رب دوشمابر پوش ها بی وجدان و پول و زمین خوارند این ها دیگر در ذهن ِ مخاطب عاقل امروزی جایی ندارد . میزند کانال را عوض میکند . انگار این حکم و تبصره ها شده بوق ِ روی حمام و عوض شدنی نیست که نیست . 

این که دختری عاقل و بالغ بخواهد یاری گزیند و شوهر کند باید به یک ایل و تبار جواب پس بدهد و در سریال های ایرانی پدرها سکته کنند و مادرها قهر کنند و فرامز قریبیان قلب درد بگیرد و در نرگس چنان شود و در سریال دیگر چنون شود برای من قابل هضم نیست . اینکه آیا در این دوره زمانه به جای فرهنگ سازی و نشان دادن قهر ِ پدر ِ میوه ی ممنوعه ( علی نصیریان ) از ازدواج دخترش ( طناز طباطبایی) ... بیایند یک روش ِ فرهنگی درست ِ غیر قرون وسطایی نشان دهند نه اینکه این رفتار را مهر تائید گذارند و بر هذیان ِ مردان ِ سرزمین دامن زنند و حق دهند . این حساب کتاب ها و این بی فرهنگی های رایج در سریال ها را دوست ندارم. در سریال هایی که عشق مرده است و بوی کثافت میدهد . بوی قهر و بیمارستان میدهد . بوی معجزه هایی میدهد که رخ نمیدهد . از این همه دروغ بیزارم . از منظر ِ متعالی آقایان زن های خوب همه چادر بر سر دارند و نماز میخوانند و زن های بد ، باید سیگار بکشند و روسری و لباس شیک بپوشند . تکرار این مکررات همان خر که مکرر نمیشه است و لاغیر. . .  این میل به هوس . . . این بیپولی که باعث شده نویسندگان این مرز و بوم که در جیبشان را تارعنکبوت بسته یا آز پول قلم خیالشان را شکسته باعث میشود مدام بر نوشتن این فیلمنامه های غیر منسجم روان شناسی فرهنگی تکرار کنند و بنویسند . چرا هیچ وقت برعکسش را نمیبینیم . چرا همیشه خوب ها اسم گل دارند ، نرگس و زهرا و محجوبه خوبند و آفاق و نیکی بدند . . . این تیپ سازی و عدم خلق شخصیت و بسته بودن چشم نویسنده آزاردهنده است . سریال رازهای پنهان که سریالی منسجم و استخوان دار و با اسلوب فرهنگی نزدیک ایرانیان و اخلاق گرا بی رودربایستی و بی صیغه ، خیانت را نشان میدهد ، واقعیت را در ان میتوان ببینی . برای همین دوستش داری . عشق را ، قصه هایی که تو را یاد انتیگونه ، ادیپ شهریار ، مده آ ، گره در گره ، عناصر درام می اندازد را دوست داری . . . اما نمیتوان تکیه بر بادها را دوست داشت . چطور میشود ( خداحافظ بچه ) را با آن همه رفتار دور از طنز و هجو و فیلمنامه ی ضعیف دید و خندید و اصلا سرگرم شد ؟ ادامه ی پخش این همه سریال های بی گره ، بی اوج و فرود ، پر دروغ حال ادم را یا حداقل حال من را به هم میزند . ناف ِ این سریال ها را با دروغ های شاخ دار بریده اند که حتی یک پلانش هم را نمیشود باور کرد ، دزدی از پرورشگاه . . . شوهر های  مهربان ِ دروغی ، زن های نق نق یا بی شعور همیشگی در سریالها ....تکرارش را دوست ندارم . . . ترجیح میدهم برای 1001 امین بار دایی جان ناپلئون ببینم . 

بازیگرانی که با افتخار نفش این شخصیت های توخالی را بازی میکنند ، نویسندگانی که تن به این نوشته میدهند را دوست ندارم . من مش قاسم را و سعید را دوست تر دارم .... بله . . . 

 

ما همانیم که معتقد بودیم قمر خانم های سریال های زمان قبل بد و بیسوادند . . . حالا زن ها همان شده اند و پوششان فرق کرده . در کدام سریال زن متفاوت و مرد متفاوت دیده ایم . که بگوییم دم این سریال گرم ... جز خاله لیلای روزی روزگاری زن ندیدم در سریالی و جز کفش های میرزا نوروز طنز ندیدم تا به امروز . . . میروم ...کانال ها را عوض میکنم .. . . . و همینی هستم که هستم . 


 
comment نظرات ()