جزیره در کهکشان

 
نامه ای به جناب آقای شهردار عزیزم
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٥
 

 

به نام خدا 

جناب آقای ِ رئیس ِ شهرداری تهران ِ خیلی بزرگ و بی در و پیکر سلام 

این جانب بنده ی خدا و اسیر ِ خاک ِ گیرای تهران 

ضمن ارادت و خسته نباشید خیلی فراوان چو بوی خوش ِ قورمه سبزی و سیر توی برنج ِ ماهی پلو یک مقدار عرض داشتم خدمت منور و عزیزتون

در این روزهای اوایل آبان که در چهارمین روزش باران ِ نعمت ِ خدا با بوی سُرب و خاک به پنجره های تازه شسته شده ی احمد آقا خورد و غبار رو پراکند به شیشه ی ماشین ِ تاره از کارواش درآمده و بوی خاک و سیمان ِ خانه های مثل ِ غول از زمین در آمده را به مشام رساند بهتر دیدم به جای اینکه این مهم رو در دل بیچاره ام نگه دارم به خود ِ شما خیلی یواشکی و درِ گوشی بگم که از همه چیز بهتره . . . نکته چیست ؟ عارضم که نکاتی هست که خیلی انگشت شمار هست و باید بگم تا شما هم بدونید از بس که سرتون گرمه و حق میدم به خدا ، یه ماساژی ، فیزیوتراپی درمونی چیزی . . . این وسط ها به ما بنده خدا ها هم گوش کنید . . . 

بله با همین یه ذره بارون ، ترافیکی در محله ی ما ایجاد شد که از توی کوچه نمیشد بیرون اومد آقا . یعنی این طور خدمت گرامیتون عرض کنم که از بس توی این کوچه های باریک ِ بالا شهر ، دست رو دست زیاد شده و آقایون ِ معمار بعد از این و بساز و بنداز های پول جارو بکن و از خدا بی خبر بی اجازه ی شما دارن یواشکی و دور از چشم خداوند خونه باغ ها رو پدرسوخته ها میخرن گرون گرون و زمینش رو با چهارتا حلبی و تیر و تخته ی ضد زلزله دارن برج میسازن اونم فراوون . . . خدا به سر شاهده که عشاق زیادی زیر پنجره ی ما شب ها به قصد آواز خوانی می آمدند و خاک بر سر و آهن بره سر شهید میشدند و بخت ما بسته میموند و ساختمون ها بلند تر میشد و دراز تر و انگار که کودی چیزی بهش میدهند هنوز آهن نزده پنجره ی طبقه ی پن هاس بالایی رو نصب میکردند و میکنند و زیبایی شهر ما رو گلاب به روی مبارک خسته و کوفته تون به گ - میزنند. یک طوری که به بوی پشکل میگوید زکی ! خلاصه این معمارهای دانشگاه نرفته جناب آقای شهردار عزیز دارند دور از چشم شما شهر رو بد جوری مزین میکنند . . . من نمیدونم این زیبایی شناسی رو کسی به این ها توی دانشگاه یاد نمیده ؟ همین طور که دارید خستگی در میکنید و دهن دره میکشید خوب گوش بدید ، اگر یک خونه ای بر فرض آجر سه سانتی خونه ی کناریش کاشی کاری کنار دستیش شیشه ای باشه و توی هر کدوم 100 نفر باشن و درخت نباشه همین میشه دیگه مرد حسابی . . . توی کوچه با یه بارون آسفالت عین لحاف ور میاد و آب روی آسفال وای میسته و سفره ی زیر زمین یکه هیچی هر چی روغن روی زمینه روی خیابون ها لیز میخوره و ما به زور فقط به خاطر اینکه بچه تهرونیم میخندیم و چتر میگیریم به دستمون و میریم زیرش وای میستیم و سیگار روشن میکنیم و سعی میکنیم الکی بگیم آخیش عجی هوایی . . . راستش حالا که آقای شهردار دارم غر میزنم و شما م دارید یه استراحتی میکنید و چایی میخورید بذارید بگم که محله ی زعفرانیه و میرداماد و قلهک و فرشته و تجریش و نیاوران به شدت زشت شده . . . انقدر که نمیتونم تشریحش کنم . چون شما عاقلید و کم مایه و احتمالا توی این محله ها سکونت ندارید عرض میکنم میدونم که شما جایی نمیخوابید که آب از زیرش رد شه خدای نکرده . . . پس حالا که مرکز شهر میرید به نقل از آقای آتیلا پسیانی فرزند مرحومه سرکار خانم جمیله ی شیخی نازنین ، در برنامه ی تیارتی همین هفته ، واقعا یک نگاهی که به اطراف تئاتر شهر بندازید دلتون باز میشه یا نه میگیره ؟ پر از معتاد و صدا و . . . بگذریم که قرار بود مترو نزنید و زدید حالا شما اینم زرنگی کردید ما به روی مبارکمون نیاوردیم . . .بگذریم که اطراف این میراث رو جهت لطف و تلاش بیکران و نخوابیدن شبانه روزی و فکر به اینکه مردم چه جوری به تئاتر برن اومدید مترو زدید که همه رو فرهیخته کنید و مام نمکدون شکستیم از بس دور از جون شما ما خریم و نفهمیدیم اما کار درستی نبود . . . حالا یادم بمونه راجع به خانه ی پدری صادق خان هدایت که روحش شاد باد هم حرف بزنیم چی شد قرار بود موزه بشه سرکار علیه فرح خواست و نشد یا شما نخواستید و نشد ؟ ما که نفهمیدیم . . .راستی آقای شهردار چرا ترافیک توی تهران انقدر داره زیاد میشه یه طوری که میخوای وسط اتوبان همت پیاده بشی و با چاقو راه بری یا رقص شمشیری کنی یا عربده بکشی . . . قربونتون برم همین طور که دارید گردنتون رو میشکنید این رو هم گوش کنید که این پارازیت های یکه شایعه شده چی هست ؟ دقیقا پارازیت چیه آقا ؟ ما فک میکردیم اسم یه برنامه ی از خدا بی خبریه . . . بعد دیدیم نه یه چیزهاییه جهت چنگول انداختن روی فریم فیلم های شبکه های کثافت و بی پدر مادر اون ور آب . . . میگن خیلی هم بده حالا شما بهتر میدونید . راستی میگن بعضی داروها ساخته نمیشه . . .این رو که دیگه همه میگن شما چون خرتون خیلی میره یه زنگ یا اس ام اسی چیزی به رئیس بهداشت بزنید که بذارن کارخونه ها همون طور که توی کتاب بچه مون نوشته شده کار کنن و مواد اولیه بیاد و کمر ما خم نشه و دستمون توی سطل آشغالا نره . . . میگم .. . آقای شهردار و رئیس تهران . . . یک درس و واحد زیبایی شناسی برای آرشتیکت های جوان از خدا بی خبر بذارید که کوچه ها رو درست ببینند . . . انقدر آز نداشته باشند . . .میخوان این همه پول رو توی گور ببرن ؟ راسته که 15 ملیون متری توی زعفرانیه خونه است ؟ یعنی هر دستشویی که برای اجابت مزاج میری 60 ملیونی می ارزه . . . شهرک غرب که متری 24 ملیون . . . قربون عدد و رقم ها برم . . . حالا نه اینکه با چشم گریون و دل بریون بخوام بگم ها نه اما یه فکری برای گیر نکردن باد لای تیر آهن های شهر و حرکت باد ِ معتاد ِ خمار بکنید که عین مرده وسط واستاده و نمیذاره کوه دیده بشه . . . جونم براتون بگه . . . . . دستمال کاغذی هم گرون شده اما میگن شایعه است ؟! حالا که ما توی تهرون بزرگ رحل اقامت گزیدیم و نمیریم بیرون شما یه حرکتی بزن و مثلا نذار دیگه از دهات اطراف و شهرستان ها بیان در گوشی بهشون بگو این جا هیچی نه کار هست نه توی داروخان ها دارو هست خبری نیست . . . راستی به اس ام اسی هم به این آقای بهداشت بزنید میگن شیر ها همه کشکه ؟! راسته ؟ یعنی اون شیر هایی که بچگی میخوردیم و آلومینیومش رو باز میکردی اه یه بویی میومد که سر شیر هم داشت دیگه نیست و این هایی که کلی قیمتشه همه با شیرخشک درست شده و آب توش داره و کشکه . . . خب آقا کلسیم رو چی کار کنیم یه تیر آهن بیفته رومون که همه جامون رو باید پروتز بذارن . .. میگم آقای شهردار. . . دستتون درد نکنه . . . این زیبایی تهران رو بسپرید دست این آقایون هنرمندایی مثل آقایون آغداشلو و اینها که میدونم خیلی زیاد بهشون بها میدید و تا دم مرگ و بهشت زهرا باهاشونید بذارید یک کم به مدل اتوبوس ها و زیبایی شهر توجه بشه البته دروغ نگم اون سرامیک کاری های اتوبان ها خیلی قشنگه اما از بس هوا بده و هواپسه دیگه وقت نمیشه ببینیم . . . میگن انقدر داره ترافیک زیاد میشه که وسط اتوبان سی دی و مواد میفروشن راسته ؟ چرا ما این همه همدیگه رو دوست نداریم . . . همه که مثل شما سر حوصله نمیشینن آدم رو نگاه کنن و بله بگن به خدا اعصابتون از فولاده . . . کاش همه مثل شما بودن ! خیلی خسته میشیم همه اش میریم کافی شاپ دیگه عادت کردیم . . . جایی نست ادم پارازیت میندازن بره . .. دور هم جمع بشه . . . حال کنه خوش باشه . . . دعا به جون شما کنه . . . . دیگه ما بنده خدا ها میمیریم این شمایید که عمر نوح دارید از ما گفتن اگر یه روزی تناسخ شد و ما رئیس شدیم تهران رو از بیخ با بیل میکنیم و از نو میسازیم . کاش میشد تاریخش رو هم کند . . . عرضی نیست . همینم خیلی زیادی بود . 

قربون شما . بنده خدا


 
comment نظرات ()