جزیره در کهکشان

 
جن گیر .... + ..... محاکمه در خیابان
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸
 

 

جن گیر ، نام نمایشی است که این روزها در تالار قشقایی اجرا میشود . مضمون این نمایش به سادگی باورهای همیشگی عامیانه ای است که همیشه در گیرش بودیم ، از همان وقت ها که دوست داشتیم روی کاغذ الف - با بنویسیم و استکان رویش بگذاریم و روح ظاهر کنیم ، تا زمانی که بزرگ شدیم و فکر کردیم که با جن میشود سرنوشت عوض کرد و بخت را باز کرده رو به خوشبختی کرد و سر مردم را زیر آب !!

با توجه به اینکه ضمن دیدن کار احوالم دگرگون شد و  بیرون رفتم ،از شیرین کاری های اجرا دور ماندم و صندلی ام را نیز اشغال کرده بودند و کار را ایستاده دیدم ،‌اما کار به دلم چسبید ولی ....ولی یک ولی بزرگ برایم باقی ماند . ..

در گوشه کنار کار خلاقیت های ریز و درشتی ریخته بود که قاطی میزانسن های بد، کار را از محیط نمایشی بودن در میاورد و به لودگی میکشاند که این خوشحالم نکرد ... با وجود اینکه نویسنده تلاش کرده بود به (جن) برسد و دستی به سر و گوش موضوع بکشد اما طنز نمایش در اواخر کار شبیه ته مانده های طنز  مهران مدیری شده بود گرچه که جذابیت های نمایش ،‌خلاقیت و ایده پردازی خوب بود . زن و شوهر خیاطی که ناگهان در زندگی حقیرانه شان با جن هایی رو به رو میشوند که مجبور به کلانجار رفتن با آنها شده و مثلا زندگی شان در حال تغییر است ... در اواسط کار شوخی و مثلا طنز، شبیه بچه بازی هایی میشد که بچه ها با چادر مامانشان توی انباری با هم بازی میکنند و همدیگر را میترسانند ... هر از گاهی از دیدن بازیگرها روی صحنه خجالت کشیدم و البته خیلی جا ها هم خنده ام گرفت دروغ چرا ! چشمک ولی خب انتظار دیدن چیزی ورای خاله بازی رو داشتم هر چند سوژه به اندازه ی کافی جذاب بود که از این همه اشکال بگذرم .

ژآله صامتی - با توجه به اینکه به نظرم بیشتر نقشهایش کلیشه بوده - اما به عقیده ی من بازی خوبی ارائه داده . سیامک صفری هم مثل همیشه خلاقیت های خاص خودش را به صورت آن لاین ، غیر قابل پیش بینی و هر بار یه جور ، میشد دید و باقی بازیگرها هم بازی خوبی داشتند . میزانسن بسیار بد بود . دکور صحنه میشد بهتر باشه . روی هم رفته کاری بود که در اوج عجله بسته شده بود .

 

محاکمه در خیابان ....

به نام خدا ... به جون مامانمینا نمیخوام قد قدو غد غد  کنم ،‌ سر همه رو درد بیارم ،‌اما محاکمه به زعم من فیلمی بود که میشد زورهای آخر کیمیایی را  که در این آخر سنی میزند دید ،‌ تیتراژ اول فیلم را دوست داشتم ... پلان آخر فیلم و فیلمبرداری درخشانش را هم دوست داشتم . همین . نه دیالوگ ها دیالوگ بود ... نه روابط آدم ها شکل گرفته بود و نه ساختار مدور و چرخشی توانسته بود به معنای واقی در قالب در بیاید ... فیلمی سیاه و سفید ...از همین جا میشد شعار زدگی و تکرار را درش دید ... ناموس و چاقو کشی- عشق لوطیگری و لات و لوت بازی های کیمیایی تبدیل به یک مشت کلمه شده بود که از دهان آدم ها بیرون می آمد .

فیلم : عروسی است . دوست داماد به داماد میگوید دست نگه دار زنت قبلا با کسی بوده یک بار هم بچه انداخته آدرس و تلفن دکترش هم هست . داماد جشن را رها کرده دنبال علامت سئوالها میرود . در همین حین فیلمهای قبلی کیمیایی تکرار میشود . پرده سینما . قتل . کلاه . سیبیل . حرف های قلمبه . بی ربط ... اصطلاحات غیر رایج ...آخر فیلم هم داماد جواب به دست بر میگردد پیش عروس ... (اما این وسط یادش میرود سری هم به دکتر زنان که بچه را انداخته بزند ) پولاد خوب بود . حامد بهداد را دوست ندارم صدایش خنده ام را در میاورد و ژستش حالم را به هم میزند . نگار فروزنده از اول تا آخر بی خودی بود . محمد رضا فروتن که هم خودش هم نقشش آخر ضعیف بود . نیکی کریمی هم ناخن هایش را خوب درست کرده بود . خلاصه فیلمی بود که اگر خواستید بروید ببینیدش بهتر است با خود تخمه و آدامس و پفک هم توی سالن ببرید .

* از همه دوستانی که طی حرکت انسانی خودشان با من تماس گرفتند ممنون . هنوز خوب نیستم و برای همین هم کم مانور دادم . میبخشید . ان شالاه تا یکی دو هفته ی دیگر جواب آزمایش و ام آر آی به دست و ... در خدمتم و خدا فقط میداند که نگرانی هایم کمتر میشود یا نه اما خدارا صد هزااار مرتبه شکر دخانیات را دوباره راه انداخیتم . و دعا کنید خوب باشم تا ازسفر مهمی که دارم عقب نمانم ... اگر سفر بروم و حالم خوب باشد قول میدهم همه تان را باخودم همراه کنم .

میس شانزه لیزه

 

 


 
comment نظرات ()