جزیره در کهکشان

 
پوچ- هیچ........................... Je suis malade
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

میس شانزه لیزه هر وقت که (آن) نوشتن میاد به طرز مرگباری کارهای دیوانه کننده ازش سر میزنه ، مثلا عاشق برداشتن مداد یا مداد رنگیه و دوست داره بد جوری بیفته به جون دیوارها و اشعار آنا آخماتوآ یا پاراگراف هایی که زیرشون خط کشیده رو روی دیوار بنویسه . اون هیچ وقت بلد نیست روی کاغذی جز کاغذ کاهی بنویسه برای همین هر از چند گاهی نقابش رو میزنه و شنل سیاهش رو تنش میکنه و میره بازار و چند کیلو کاغذ کاهی میخره .. اتاقش رو میریزه به هم و دور و برش رو پر از نوشته و چرک نویس میکنه . گاهی برای اینکه دستش راحت باشه کیمونو یا رب دو شامبر یا عبا میپوشه و سرآخر از هر چیزی که نوشته حالش به هم میخوره چون میبینه که هنوز چقدر بلد نیست و هنوز چقدر کم داره و هنوز هیچی نیست و هیچی هیچی هیچی . این پوچ بودن عذابش میده این که نوشته هاش راضیش نمیکنن اینکه همیشه جاه طلبه و میخواد شاهکار بیافرینه اما تر میزنه به جاش و تنها چیزی که به جا میمونه فیلترهای سیگاره و یه اتاق به هم ریخته و انگشت های خودکاری شده و یک کوه بی اعتماد به نفسی . نویسنده شدن یعنی چی ؟ پیش خودش فکر میکنه بهتره خیلی گزارش گونه  بنویسه بره خیابون فرشته وای سه و از لجنی که دور میزنه و تیک آف میکشه بنویسه بلکه فروش بره . دیگه این روزا کسی با ادبیات هدایت و دهخدا حال نمیکنه کسی اون ادبیات رو نمیپسنده باید همه چیز رو ویران کرد . همه چیز رو . خلاصه میس شانزه لیزه از اینی که هست راضی نیست . مثلا برای پاک نویس کارش نشست پشت لپ تاپ و به جای اینکه پاک نویس کنه همه اش فکر کرد میتونه اصلا یه چیز جدید بنویسه توی اون خونه ی داستان یه اتاق اضافه کنه که توش ماجراهای شگفت انگیز رخ میده  و وقتی به خودش میاد میبینه سه ساعته داره چیزی رو تایپ میکنه که حتی چرک نویسش هم نکرده . هنوز خیلی کتاب های مهم رو نخونده . سرخ و سفید هنوز همون جور مونده . وای که چقدر از خودش بدش میاد . تا زنده است و سرگیجه اجازه میده باید بنویسه  انقدر که انگشتهاش بشکنه تا حسرت پیانو زدن نداشته باشه . بنویسه . بنویسه .

برای همین فعلا همین جا حسن ختام کوتاهی عرض میکنم و دستتون رو میگیرم و یه نصیحتی بهتون میکنم .اگر عاشق هستید . اگر معشوق هستید . تحت هیچ شرایطی این آهنگی که این جا گذاشتم رو ندید کسی ببینه و گوش کنه چون معمولا هیچ کس جز خودتون نمیفهمیدش . بعد از شنیدنش و دیدنش برام یه جیغ بزنید و یه هورا بکشید و یادم باشید مخصوصا در دقیقه های  1:25 و دقیقه ی 2:14 و  2:40و 3:59 منو میبخشید اگر گیز شدید و اشکتون در اومد و یا نوستالجیکتون جیک جیک کرد . اگر اولی رو نتونستید باز کنید این رو باز کنید .  Je suis malade...

19دی تولد این خواننده ی دوست داشتنیه منه . این جا هم آهنگ هایی رو میذارم که میدونم دوستش خواهید داشت . لارا فابین تولدت مبارک . دوستت داریم .

*** کوچ میکنم اما همچنان هستم منتها با اینترنت کم سرعت ***

 

 

 


 
comment نظرات ()