جزیره در کهکشان

 
17 دی کجا بودی ؟
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
 

١٧ دی کجا بودی ؟

به هر حال بعد از کسب موفقیت فراوان جناب آقای امیر رضا کوهستانی در رقص روی لیوان ها و در میان ابرها و الباقی کارها ،بنده هم دل را به دریا زده و رهسپار تماشاخانه ی ایرانشهر شدم تا این کار جدید را ببینم .

قبل از سخن رانی فی باب این کار تئاتر باید بگویم ای تمام کسانی که گوله میکنید سمت خانه ی هنرمندان تا مثلا کاری در تماشاخانه ها ببینید خوب به گوش بسپارید که اگر راس ساعت آن جا نباشید تحت هیچ شرایط قربان صرقه ای و چاکرم مخلصم و من فامیل خود امیر رضام و دختر خاله ی آگاممنونم و فرزندخونده ی شهاب حسینی ام و مامانم یه زمانی هدیه تهرانی بوده به شما بلیط نمیدهند ، حتما باید سر ساعت آن جا تشریف داشته باشید حتی زود تر همان قدر بهتر .

همان طور که بارها و بارها مذکر شده ام برای این جانب شروع نمایش از همان بدو ورود به سالن و گرفتن بروشور شروع میشود . این بروشور کفش سربازی پاشنه بلندی است که با رنگ قرمز رویش پرسیده اند (17 دی کجا بودی ؟) که این جانب پوستر را بسی دوست داشتم . ضمنا وقتی وارد سالن تماشاخانه ی ایرانشهر 2 میشوی میبینی که سن نمایش در مرکز به شکل مستطیل شکلی قرار گرفته که دو طرف آن را پلاسما به سقف چسبانده و شما هم در دو سوی این صحنه باید بنشینید ... و تماشاچی های رو به رو را هم میتوانید نظاره گر شوید . گرچه باید برای این جور کارها دلایل خود را داشت که چرا بر فرض صحنه از قاب عکسی و نعل اسبی و بلک باکس و راهرویی و پا درهوا و اخیرا متحرک به این اشکال در میاید، اما ما اسمش را این جا میگذاریم یک جور تنوع امیرکوهستانی وار . بازیگران را همین طور که توی سالن میروید میبینید که روی دو نیمکت نشسته اند و اندر احوالات حس و فکر به متن به سر میبرند . مینشینید . چراغ ها خاموش شده و وقتی روشن میشود که سارا (نگار جواهریان ) با موبایل مشغول مصاحبه ی تلفنی است . بعد میبینید که تمام آدم های نمایش دیالوگهایشان را با صحبت کردن پای موبایل به گوش مخاطب و بازیگر رو به رو میرسانند . شاید ابتدا کار کسل کننده به نظر آید اما فضای جامعه ی مدرن دود زده ی فاصله ها را به خوبی در طول نمایش میبینیم . اسم رمز اسلحه (کلاه گیس ) است . آدم های نمایش هر کدام دلایل خود را دارند تا با اسلحه ای که از دوستی کش رفته اند دخل کسی یا چیزی را در بیاورند که گرچه دلایل هر کدام کاملا مربوط به اتفاق های این دوره زمانه است اما به عقیده ی این جانب امیر رضا خان در پرداخت و خلاقیت تم نمایشنامه اش میتوانست بیشتر کار کند . توضیحات بیشتر ی نمیدهم شاید خواستید تا 25 دی ماه بروید و کار را ببینید . بازی ها را دوست داشتم . چیزی که به نظر پخته تر از باقی عوامل ساخت نمایش بود همین کارگردانی بود . اما خب برای نوشتن دیالوگ ها و شخصیت پردازی شان کم کار شده بود بیشتر روی لحن مانور داده بودند . تصاویری که روی پرده های پلاسما نشان داده میشدند خوب بود و بعضی جاها زیاده از حد به ادا تبدیل میشد .ربط شخصیت ها به هم در نیمه ی دوم داستان جایی که کاملا مشخص میشود خیلی با سمبل کاری سر و تهش هم میاید که خوب نیست . روی هم رفته نمایشی متوسط بود که حتما به دلیل عوامل داخلی و خارجی به جشنواره های بین المللی ، جزیره ای و شبه جزیره ای خواهد رفت و جوایزی کسب خواهد کرد . به هر حال باید کار را دید به خصوص پایان نمایش که بغضی در گلوی تمام مخاطبان باهوش سالن گلو را فشرده میچلاند چراکه همچین پرت هم از بعضی مسائل اطرافمان نبود .

عوامل نمایش :

نویسنده و کارگردان : امیر رضا کوهستانی

بازیگران : نگار جواهریان، احمد مهران فر ، مهین صدری، الهام کردا ، سعید چنگیزیان،فاطمه فخرایی .

باقی را در بروشور میتوانید ببینید .


 
comment نظرات ()