جزیره در کهکشان

 
جشنواره ی جزیره ای
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢
 

درمیان قاب عکس های اشخاص شاخص و شخیص نشسته بودم و مثل یک دختر خوب داشتم به نصیحت پدربزرگانه ی پیرمرد گوش میکردم . پلک های هشتاد ساله اش را باز کرد و با دهان بی دندانش ، با صدایی که از ته قبرستان خاطره ها میامد به من گفت :" قیچی اش کن . بعضی آدم ها مثل فریم های اضافه هستند که توی مونتاژ باید درشون آورد ...قیچی اش کن . زندگی زیباست . " فکر کردم مگه همه ی ما توی زندگی ، مونتاژ شده و دکوپاژ شده و بی نقصیم . .. پیر مرد ادامه داد :" از هر چیزی توی دنیا دو تاست ، زن - مرد ، زیبایی- زشتی، سفید- سیاه، خوبی، بدی ..." پیر مرد میگفت و خسته نمیشد . . .خاکستر سیگارم را در اتوی عهد قجری ریختم و همچنان به چشم های کم سوی پیر مرد چشم دوختم . پیرمرد از توی دفترچه اتود من بیرون آمده  و به عینیت درآمده بود . . . یک داستانی که نوشته بودم و حالا میدیدم . . .ماجرا از قبل وجود خارجی داشته . . . دفترچه اتود من مثل گنجینه ای است که همیشه همراه من هست و مثل فریم دوربین عکاسی لحظات را ثبت میکند . دیالوگ ها را میشنود . طرح آدم ها را میزند و بعد توی داستان هایم نشان داده میشود و در اداره ی ارشاد همه اش قیچی میشود . دفترچه اتود من پر از خاطراتی است که به واقیعت پیوسته و واقعیاتی که خیال بوده . پر از توهم و سایه روشن .

بهمن شد و هنوز اثری از برف نیست . زمستان بی برکتی شده . هوا مثل عید ، دلگیر و آفتاب هم که با پر رویی میتابد ...جیک جیک پرنده ها.... مبادا که فکر کنند بهار شده و ج ف ت گیری کنند ! . . . فصل آخر سال 88 هستیم . تقویم 88 به سرعت ورق خورد و روزهای آخر  با تلخی فراوان ،با مرگ و زلزله و قهر دادار گذشت . زمستان وقیح شده و ابر ها سردشان نمیشود . باید فکری کنیم . برف را دعوت کنیم بلکه این روزهای مرده با کفن سفید در خاطرات 88 دفن شوند نه مثل مرده ای بی کفن و   بی گور .

بهمن شد و ماه خاله زنکی جشنواره های ال و بل فرا رسید . جشنواره موسیقی- تئاتر- فیلم . جشنواره هایی بی برکت ... خشک و خالی . . . افسرده شدم . باید یک جشنواره  ی  جزیره ای بر پا کنم و بلیطش را پیش فروش کنم و به داوری آثار بنشینم . اما چه جور جشنواره ای ؟ عکس ، ایده ، هیجان انگیز ترین جمله ؟ خفن ترین اس ام اس؟ داستان دو خطی ؟ سورپرایز ترین پست بلاگ ؟ ... یا هم چهار تا گزینه بگذارم و شما بشوید داورش و ببینیم چه کسی رای میاورد (البته از هر کامنت بی آدرس و ناشناسی دوری ورزیده و به شناس ها بها میدهیم تا معلوم شود که عدالت برقرار شده و همه چیز صادقانه پیش میرود ) جایزه اش هم .......جایزه ی این جشنواره ی جزیره ای هم باید یک چیز مجازی باشد .... مثلا برنده باید یک موضوع به من بدهد تا در موردش بنویسم . هر چقدر سخت . خفن . همان قدر بهتر....خلاصه یک همپین کارهایی .. 


 
comment نظرات ()