جزیره در کهکشان

 
صادق هدایت
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٩
 

صادق جان ، 106 سال از روزی که به دنیا آمدی گذشته است ، دقیق نمیدانم الان کجا سر گردانی ؟ زیر خاک توی پرلاشز لای آن کفن و توی تابوت اسکلت های تو چه شکلی پیدا کرده ؟ کاش تو را هم مومیایی میکردند ! صادق جان ، من  با دیگران کاری ندارم . تو پدر داستان نویسی ایرانی ، پدر داستان نویس مدرن ایران هستی  با وق وق صاحاب ، وغ وغ ساهابی که هر جور بخواهی میتوانی بنویسی اش ، صادق خان این جا هنوز کتاب های تو را در بازار صفوی کپی میکنند و عده ای میایند و میخرند و بیشترشان برای دکور توی کتابخانه شان میگذارند . هنوز برای عده ای روشن نشده که تو نویسنده ای نبودی که کافه گرد باشی . هر کس کافه نادری میرود ... این روزها ژست تو را در ذهن مجسم میکند و به خود میگیرد . هنوز فکر نمیکنند که تو چقدر خوانده ای ، تو درس دندان پزشکی و معماری و .. را رها کردی ... تو چقدر ترجمه کردی ، تو زبان پهلوی میدانستی .هنوز اکثر ما -بلانسبت - مثل بی بی قصه های مجید فکر میکنیم تو بوف کور را نوشتی و نباید بخوانیمش چون دیوانه میشویم . هنوز عوام زیادند . وقتی کسی کتاب یونگ و فروید را نخواند و سراغ بوف کور برود هیچ چیز نمیفهمد . تو فوق العاده ای . صادق جان هنوز در ایران هیچ کس مثل تو نیامده و نخواهد آمد . امروز 106 ساله میشوی ، روح سرگردانت را حواله ی جزیره کن . دوستت دارم . هر چه که میخوانمت باز هم کم است . آیا اثری به ظرافت علویه خانم دوباره زاده شد ؟ هنوز زنده به گورت رو دست ندارد . هنوز هیچ کس مثل تو مثل و ضرب المثل و اصطلاحات را بلد نیست توی دهان کاراکتر داستان بکند . هنوز هیچ کس مثل تو نشده ، نه مثل سایه ی تو . سایه ی تو بزرگ است و روی همه ی عاشقان ادبیات وجود دارد و ما زیر سایه ی توست که در دنیا سر بالا میبریم و افتخار میکنیم . هنوز زیر خاکی هستی و از همه بالاتری . هنوز هیچ کس روشنفکر بودن را بلد نیست . هیچ کس قدر تو طنز نویس و طناز نیست . هنوز هیچ نویسنده ای قدر تو رنج نکشید و هنوز هیچ کس درک نکرد چرا شیر گاز را باز کردی و مودبانه دراز کشیدی کف آشپزخانه و رفتی . هنوز هیچ کس نمیفهمد که همینگوی هم چرا این کار را کرد ؟ وولف هم این کار را کرد ؟ غزاله علیزاده هم این کار را کرد .هنوز تو ناشناخته ای . برای همین باشکوهی . روشنفکر هایمان که مثلا خسرو سینایی باشند میایند و دری وری هایی میسازند بی ربط به زندگانی تو و همه را آشغال خور میکنند . چرا ؟ افسوس . وقتی دکتر ابراهیمیان را در نقش عوضی اش در فیلم سینایی دیدم شاخ درآوردم که چطور در مورد تو دیالوگ ها را مثلا با حس ادا میکند . آیا باورشان دارد ؟ او ؟ این قدر ابله هست که فکر میکند تو به خاطر عشق، خودت را نیست کرده ای . افسوس . اگر این ها انتلکتوال های ما باشند وا اسفاها . صادق جان . همیشه دوستت دارم . تولدت مبارک صادق هدایت عزیز .

 

 

 

میس شانزه لیزه


 
comment نظرات ()