جزیره در کهکشان

 
جاودانگی
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٧
 

خب ، اس . ام . اس پشت سر هم میگیری که تولد کوروش کبیر مبارک باشه .و . . . مثل اینکه به زور بخوایم به خودمون ثابت کنیم ما هنوز همون ایرونی های زمان کوروش کبیریم . نمیدونم انگار هر چقدر از اصل خودمون دور تر میشیم بیشتر به این تاریخ ها میچسبیم و این بده . چه کسی این روزها حتی درست زندگی کوروش رو خونده ، از زندگی ، طرز تفکر و فتوحات و تراژدی زندگیش با اطلاعه ؟ من خوشحالم  که تولد کوروش ٧ آبان ماه، گرچه در تقویم ثبت نشده اما توسط اس ام اس ها یادآواری میشه . اما مشکل من اینه که بیایم یه کم ببینیم ایران واقعا چه تاریخی ، چه داستان هایی داشته . دوستان اگر دقت کرده باشند ، بنده در لینک دونی همین بغل چند وقتی میشه که لینک جدید ( صوت کامل شاهنامه ی فردوسی ) رو - در پایین لینکدونی - چسبوندم . پیش خودم گفتم اگر بخوام با دقت بشینم و همه ی شاهنامه رو مز مزه کنم ، بفهممش ، اسطوره هام رو ، ادبیات رو ، منش ایرانی رو بفهمم مطمئنا تا 25 اردی بهشت سال آینده ( اگر این میگرن ها بگذاره  و زنده بمونم ) شاهنامه رو تموم خواهم کرد . نه به معنای فقط خوندنش به معنای فهمیدن و زیر ابیات حسابیش خط کشیدن و اون ابیات رو سرلوحه کردنش . به معنای اینکه بشینم و نقد هاشو بکشم از این ور اون ور بیرون و بفهمم چرا پری صابری  هیچ وقت نمیتونه ( بیژن و منیژه ) و ... وکلا اقتباس خوبی از منبع داستانی ما ، منبع و سرچشمه ی ما در بیاره و اتفاقا از راه همین اشتباه هاش که آمیخته با حرکات سماع بیخودی و رقص های الکی روی سن تالار وحدته معروف میشه !!!بشینم آنالیزش کنم . خب من چند داستان شاهنامه رو داشتم و بارها مرورش کرده بودم داستان رستم و سهراب و گرسیوز و بیژن و منیژه و ضحاک و زال و رودابه و ... رو اما هیچ وقت شاهنامه رو کامل نخونده بودم . برای همین به روح کوروش کبیر ، برای خریدن شاهنامه مشقات بسیاری رو تحمل کرده و 4 ساعت توی ترافیک بودم تا خودم رو برسونم انقلاب و شاهنامه ی دو جلدی پوست پیازی که هرمس در آورده  رو بخرم . اصلا و ابدا پشیمون نیستم . بعد بلافاصله، به محض دسترسی به این اینترنت ، تکنولوژی عجیب ، رفتم و صوتش رو هم دانلود کردم تا بتونم بخونمش .  چون فکر میکنم واجبه . درسته . بعد برای اینکه خیلی از این مجسمه خاطرات خوش دارم و دورش گشتم و قربون صدقه اش رفتم عکسش رو انداختم توی جزیره و فکر کردم خدایا اولین مجسمه ای که رو نما خواهم کرد در سالروز تولد ( صادق هدایت )(28 بهمن ) خواهد بود و در جای دیگر جزیره حتما مجسمه ی فردوسی رو  خواهم گذاشت . گشتم تا ببینم چه کسی این مجسمه رو ساخته ، البته در مشهد مجسمه های دیگری هم دیده بودم اما گیر دادم به طوسی میدان فردوسی و با نهایت تعجب کسی رو کشف کردم که تا به امرزو اسمش رو هم نمیدونستم و اون کسی نبود جز -استاد   ابوالحسن صدیقی  - ، (( حتما حتما روی اسمش کلیک کنید تا بهتون نگم ابله )) .

خب ، ما در همین ایران الان ، ایران معاصر خودمون ،  کسانی رو داریم که به همون عظمت کوروش کبیر ، این جا کار کردند ، جاودانه شدند ، بیایم قدرشون رو بدونیم ، وقتی کسی میتونه این همه نقاشی و مجسمه بسازه و رسانه صداش رو در نمیاره پس  بیایم ما در بیاریم . تولد ایشون رو نمیدونیم اما میایم از کوروش کبیر میگیم !!! خنده دار نیست ؟ وقتی چهره ی حکیم فردوسی (کلیک کنید ) رو میبینم با اون صلابتی که در چهره اش هست میدونم که مجسمه سازش حتما شاهنامه رو خونده و این شخصیت رو میشناسه چرا من نشناسم ؟ اون میدونسته فردوسی بزرگ چه رنجی کشیده ، همون رنجی که در پست پیش دم ازش زدم . ما میایم میگیم شاعر حماسه سرای .... خب بیایم اول بدونیم (حماسه یعنی چی ؟) چرا به یک اثر میگن حماسی ؟ بیایم فقط این لغت ها رو توی دهنمون نچرخونیم یادش بگیریم در کتاب واژه نامه ی شاعری به زبان ساده اومده تمام این ها رو توضیح داده بریم بخونیم ببینیم (حماسه چیه ) چرا به فردوسی میگن شاعر حماسی ، ضمنا کتاب واژه نامه ی هنر شاعری اثر خانم میمنت میرصادقی است . کتاب بهتری هم در این زمینه وجود داره که به خصوص به علاقمندان هنر بی همتا و یکتای تئاتر اکیدا سفارش خریدش رو میکنم به نام کتاب ( فرهنگ اصطلاحات ادبی ) اثر خانم سیما داد (نشر مروارید) . این کتاب شما رو با ژانر ها و گونه ها ی نمایشی و سینمایی آشنا میکنه و به نوعی دیکشنری تئاتری ها مینونه باشه .

خب از بحث دور نشیم . همه ی هدفم این بود که بیایم کمی ایران و ایرانی هایی که جاودانه اند رو بشناسیم . ببینید من عاشق فروغ فرخ زادم اما اگر تا به امروز استاد ابوالحسن صدیقی ( که در سایتش او رو ابوالحسن صادقی نام برده اند !!) میشناختم قطعا عکس های ایشون رو کنار شاملو ،موتسارت ، بتهون ، فریماه فرجامی، فروغ،حسین پناهی ، علی حاتمی ، سیامک صفری،محمود دولت آبادی میگذاشتم . . . خواهمش گذاشت . این تندیس سمت بالا ، نقش فرشی بود که از کودکی در خانه ی بزرگ اشرافی دایی دایی ام در ابعاد بزرگ گره خورده بود و من تصورم این نبود که نقاشش ، مجسمه سازش همچین هنرمند برجسته ای بوده . حالا فکر میکنم چقدر آن فرش با ارزش است . حتما این جا را کلیک کنید و شاخ در بیاورید . بیاییم 20 آذر ماه که شد ، یادمان باشد کدام هنرمند برجسته جهانی ایرانی از میان ما رفته . کاش روز تولدش را میدانستیم .  پس من شروع میکنم به ده صفحه ده صفحه شاهنامه خواندن ، سپس گوش کردن به صدای خوانش آن و سپس فکر کردن . ببینید سرودن شاهنامه حدود سی یا سی و سه سال طول کشیده و این خود به خود مخ آدم رو به داغ کردن وامیداره . حالا دلیلم برای ذکر همچین چیزهایی در سالروز تولد کوروش کبیر این هست که بن مایه ی داستان ها ، حماسه ها ، طرز فکر ها ی شاهنامه از همان دوره کوروش دور نیست ... فکر میکنم بهتره ، در دسترس تره تا بخونیم و ببینیم مثلا چرا در شاهنامه از کوروش بزرگ و حماسه هایش چیزی نیست یا چرا چیزهای دیگر هست .این جستجو من را به وجد میاره . . . شما دوستان کهکشانی و خاص من ، میتونید دو جلد شاهنامه رو بگیرید ، صداها رو ده صفحه به ده صفحه دانلود کنید و برای خودتون معلم شید و شاهنامه رو یاد بگیرید تا سال دیگه این موقع خیلی باسواد تر از پری صابری شده باشیم و 20 آذر هم که شد بدونیم چه هنرمندی رو از دست دادیم . این معرفی خیلی بهتر از معرفی چند تا کار تئاتره ، پول خرید دو جلد شاهنامه = با پول دیدن یک نمایش از برهانی مرند ، اما گنجینه ای خواهد بود در زندگی ما .

حالا که همه این قدر مشتاق (تولدت مبارک کوروش شدند ما هم با لینک زندگی ایشون لطفی رو در حق ایرانیون میکنیم :) ( این جا ) . دوست داشتم با هم این خوانش رو انجام میدادیم . اما خیلی از شما مطمئن نیستم . دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ .


 
comment نظرات ()