جزیره در کهکشان

 
جدایی نادر از سیمین
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٩
 

رفتم . جدایی نادر از سیمین رو دیدم . امیدوارم کتکم نزنید . چون نظرم برخلاف نظر کل دنیاست .

 دلیل هم دارم . آقای اصغر فرهادی ، به نظر من ( که کارشناس نمایشم نه سینما ) در چهارشنبه سوری و در درباره ی الی بسیار موفق تر بود . بنده در این جا هورا.....هورا....نمیکنم ...چون   برای (جدایی نادر از سیمین)  خرس طلایی برلین قسمت شده ...نمیگم فیلم رو دوست داشتم . همیشه در فستیوال های خبرساز جهانی که گه گاه میبینیم سیاست های خاص خودش را دارد ، چیزهای به درد به خوری هم نمیبینیم . مثل (کن ) ! حالا قبل از هر چیز باید بگم جدایی نادر از سیمین رو خیلی دوست داشتم ، اما نه قدر چهارشنبه سوری . نه قدر در باره ی الی نه قدر شهر زیبا !!! نادر پدری دارد که با بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم میکند . سیمین زن نادر در این زمان تقاضای طلاق کرده . از خانه به خانه ی پدری اش میرود . پس نادر برای نگهداری پدرش پرستاری میگیرد . پرستار باردار بوده و طی یک مشاجره و سوتفاهم نادر او را هل میدهد که سبب سقط بچه ی او میشود . باقی دادگاه و سرانجام شکایت هاست . چیزی که در فیلم های فرهادی زیاد است دروغ است . پنهان کاری . ریا . فال گوش . من این را به شدت ...به شدت دوست دارم ... چیزی که در در باره ی الی در اوج مخاطب را غافلگیر کرد و در چهارشنبه سوری در بهترین شکلش . در جدایی نادر از سیمین هم این مسئله وجود داشت . به مراتب کمتر از باقی فیلم های فرهادی . شخصیت سیمین : او در آموزشگاهی زبان درس میدهد . شجریان را با خود به خانه ی پدر میبرد . زن مستقلی است . رنگ موهایش قرمزی است که کلا اصلا به تیپ/کاراکتر/لحن او نمی آید . . . این رنگ مو برای زن هایی نیست که بی آرایش و این قدر ساکت باشند . او وحشی بودن را بلد نیست . شاید انتخاب  لیلا برای اصغر فرهادی خوش شانسی خود حاتمی در زندگی خودش است که کلا شانس در خانه اش نشسته جم نمیخورد . شوهرش چیزی مثل (نادر) است . شوهرش هیچ عکس العملی نسبت به ترک همسرش از خانه ندارد حتی با او مهربان تر است . زن هم برایش مهم نیست . خب دارند جدا میشوند . لیلا جان قهر کند ...جفتک چهارگوش بیندازد ...دپرس شود ...باز هم 2 تا بچه دارد ...باز هم شوهرش شوهر لیلاست و در فیلم هم الحق نادر مردی است بیش از اندازه از علی مصفا آرااام تر ...ای پیمان معادی ، ای که ما کوچیکی با شما و ارسطو چقدر دوست بودیم ...بند سوااچ و باطری و پاساژ گلستان ...ای رنوی سوخته ی خاله ی من ...ای شما و کتاب های سفارش داده شده به اون آقاهه توی گلستان که حالا رفته آمریکای جهانخوار....دلمون برای شما تنگ شده ..مژه نمیدونستیم تا این حد آرتیستی !...اون موقع ها ...نمیدونستیم !...والا با مادر بزرگ در باره الی رو که دیدم ...تو رو که دیدم . . . هر دو شاخ در آوردیم ...گفتیم شاید به یه دلایلی توی اون فیلمی اما در این جا ... الحق ... دستم به تخته ...واقعا دست مریزاد آقا .... بازی بی نقص شما .... لحن ... به خصوص نگاه های شما (چیزی که حتی در لیلا حاتمی نیست ) خیلی شگفت زده ام کرد . محشر بود . اشکم را درآورد .

پیمان معادی در ادای کلمات ، دیالوگ ها درخشید . او حتی لحن صحبت و کلامش با دخترش از جنسی نبود که با زن پرستار خانه ، با زن موقرمز خود ، با پدر خود داشت. بازی او  و برخوردش با پدرش ،  من را در سینما به شدت به گریه انداخت . یاد یکی از قوم و خویش های آلزایمری افتادم ... الحق بازی علی اصغر شهبازی (پدر نادر)  فوق العاده بود . . . من واقعا نمیدانم ایشان چطور این حس ها را این نگاه های گم را،  این لخت بودن را این گیجی را درآوردند!!! گرچه که کارگردان بزرگی بالا سر او بوده اما این پیرمرد بی نظیر بود .   لیلا خانم با ان نگاه ثابت همیشگی ، لحن همیشگی ، چه چیز داشت که در صدر بازیگران نامش درج شد و نام معادی بعد امد و شهاب حسینی بعد تر ؟ شهاب حسینی در یکی از صحنه های فیلم که در استیصال کامل است،  توی آشپزخانه خود زنی میکند . مردم توی سینما میخندند و من گریه میکنم . من این (حال) را دارم . خود زنی میکنم . وقتی میخواهم همه را بزنم و زورم نمیرسد .وقتی بخت یارم نیست . و مردم به این همه بدبختی میخندند...آخ ای مردم ! یکی از ضعف های بزرگ این فیلم که بازی بازیگران محوش کرده بود،  شخصیت پردازی حجت (شهاب حسینی ) بود ! من او را گاهی محمدرضا  فروتن در دو زن تهمینه میلانی دیدم ، گاه آرامشی داشت که هیچ مفهومی جز سردرگم کردن مخاطب نداشت . انگار با راضیه (ساره بیات ) نقشه داشتند سر نادر را زیر آب کنند . گاه حمله میکرد به نادر اما این حمله ناگهانی قطع میشد؟! فقرش ملموس نبود . فرهادی یک جاهایی از خیر سر شخصیت پردازی گذشته بود . حتی ول معطلی او در کارش ، در نیامده بود . تنها صحنه ی خود زنی ...حضورش در مدرسه  ی دختر نادر؟ چرا یک بار؟ حتی وقتی قصد گرفتن پول را نداشت ؟ چرا یک بار دیده شد ؟ عمل و عکس العمل های بی انگیزه داشت که دوست نداشتمش .

شاید اگر در آشپزخانه خودزنی نمیکرد خیلی هم نمیفهمیدم که این آدم زندان رفته ، گیر مالی دارد ، غیرتی هم هست . .... و اما بازی ساره بیات . بازی ایشان را بسیار دوست داشتم . برخلاف چهره ای که این روزها از خود نشان داده اند که بیشتر مصنوعی است ، اما در فیلم حقیقی بود . فیلمش حقیقی تر از خودش بود . بازی را دوست داشتم - شاید - چون از این بازیگر انتظار قبول این نقش را نداشتم . باورهایم شکسته شد . باز هم شخصیت پردازی این زن ضعیف بود . زنی که بی دلیل از گفتن اینکه ماشین به او زده امتناع می ورزد .یک لحظه در انتهای فیلم ، برای اصغر فرهادی فهمیده که این جور پول گرفتن حرام است ؟ من که باور نمیکنم . زنی که برای شستن نجاست سریع تلفن میزند و نمی ایستد ...این همه سعی میکند پنهان کاری کند ؟ در انتها اصلا بچه ای که مرد مهم نبود . انگار اصلا برای هیچکس مهم نبود . و سارینا فرهادی از ساره بیات هم بهتر بازی کرد . خسته نباشد . او و علی شهبازی بهترین بودند . حضور مریلا زارعی را دوست داشتم . یک جاهایی در فیلم حس کردم شاید این -نادر- که این همه + تشریف دارد با این خانم معلم ارتباط دارد . بازی خاصی ارائه نداد . فیلم در یک سوم نهایی از ریتم افتاد و اصلا قابل مقایسه با (شهر زیبا ). ( در باره الی ) و به خصوص (چهارشنبه سوری ) نبود .


 
comment نظرات ()