جزیره در کهکشان

 
جمشید مشایخی
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٦
 

جمشید مشایخی عزیز

کمال الملک ذهن ما در سینما

تولدت مبارک جانا

آمبیانس : ( این )

جمشید مشایخی را وقتی شناختم که (صدایی که هم اکنون میشنوید صدای آژیر خطر است ، صدای وضعیت قرمز است به پناهگاه بروید . بوووووووووق ممتد . ) آن وقت ها سریال هزاردستان را میداد و من از این که مفتش شش انگشتی بیرحمانه رضا را شکنجه میدهد ، اتو را میگذارد و پشتش را داغ میکند دلم میگرفت ، این روزها با دوباره دیدن سریال در چشمهایش مستی و خماری هایی دیدم که کم از اعتیاد بهروز وثوقی در گوزن ها نداشت . چیزی که تا این زمان بهرام خان رادان که بره لنگ بندازه کسی یادش هم نگرفت . تا با چشم خودم حاضر آماده جمشید مشایخی را نمیدیدم که از اتاق گریم میرود سر لوکشین و جلوی دوربین حاتمی باور نمیکردم که این مستی چشمها از آن یک رل است و نه نمایش . کوچک بودم که کمال الملک پخش شد . این بار او را همان طور با وقار و با سیبیل های بنا گوش دررفته دیدم و در انتها در نگاهی عمیق به افقی نا معلوم . باز هم کوچک بودم که در طلسم دیدمش میان آینه ها گم بود . بعدها انتخاب هایش را دوست نداشتم .سعی کردم در ذهنم خردش کنم . اما تو نمیتوانی آن نگاه کمال الملک را و ان چشم های رضا خوش نویس را لحظه ای از یاد ببری ....چطور میتوانی رضا خوشنویسی را ببینی که آن طور حرفه ای نقشی را با لباس سفید از خودش این همه بزرگ تر ببینی . با ان گام ها و گوژی همواره بر دوش ، با دستهایی لرزان . دقت در جزئیات .  تو چطور میتوانی روز واقعه اش را فراموش کنی . من جمشید مشایخی را با دوبله دوست دارم . بی دوبله بیشتر ، چون همان (خاک پای)ی است که میگوید . بی دروغی . بی ریا . جمشید مشایخی در تاریخ سینمای ما شاید همان آلن دلونی باشد که در ١٧ آبان تولدش را تبریک گفتم . کافی است نیم نگاهی به شازده احتجاب ، خشت و آیینه ، ماه عسل بیندازید . شاید بعد ها انتخاب نقش ها به سلیقه ی قبلی نبوده اما جمشید مشایخی ، جمشید مشایخی است . در مصاحبه ای که با او داشتم ، در رفتارش چیزی بود که در دیگر هم سن و سال هایش کمتر دیدم . حین مصاحبه که چای میخوردیم و ضبط خاموش بود ، او که در حضور رفیق یار غارش جمشید شاه محمدی ، برایم حرف میزد ، بی ریا بود ، برایم گز را برداشت و خودش با کارد محکم در کف دستانش خرد کرد و داد دستم تا با چای بخورم . در سئوالاتم به او که زیرکانه یک بوس کوچولو را فاجعه سینمایی تلقی کردم هیچ گاردی نگرفت و با طومانینه جواب میداد . از خاطراتش در فیلم گلستان گفت و . . .  وسط مصاحبه کارهای چپندرقیچیی که انگاری عرف بازیگر جماعت شده انجام نداد . ۶ آذر تولد این چهره ی ماندگار است . مردی که هنوز در ته نگاهش ، عشق به کار را میبینی ، بدم میاید از مردمی که برای خنده ی ابلهانه شان جک های گوسفندی در رابطه با فوت ایشان میفرستند . شرم دارم که بگویم ایرانی ام . چرا ؟ استاد ، برای شما آرزوی سلامتی دارم ، شمایی که عشق به کار ، زندگی ، یا هر چیزی باعث شد سرپا بمانید ، از غم خسرو شکیبایی پوستر بزرگش را به یادگار در دفترتان نگه دارید و کار کنید ...شما جمشید مشایخی ما هستید . دوستتان دارم و دستتان را میبوسم .تولدتان مبارک .

** صدایی که در بالا شنیدید برای خانم پاتریشیاکاس میباشد کسی که تاریخ تولدش هم تاریخ تولد میس شانزه لیزه است ** ( پیلیک-برعکس-) اثر در (این جا ).

افراد مشهور متولد ماه آذر به جز استاد و پاتریشیا و میس شانزه لیزه افراد زیر هستند

داریوش مهرجویی(کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ،  مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک
سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).


 
comment نظرات ()