جزیره در کهکشان

 
هفت یعنی در پیت
نویسنده : میس شانزه لیزه - ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠
 

به نام خدا ی یکتا

جناب آقای فریدون جیرانی ، شما که حزب باد تشریف دارید و در سریال مرگ تدریجی یک رویا با پررویی تمام و به غایت به شخصیت و صنف نویسندگان توهین کردید ، در ادامه ی راه دست از سر فریماه فرجامی بر نداشته و برای تخریب چهره ی زنان هنرمند کمر همت بسته و دست روی دست  نگذاشته و هی جلو پریدید . مثل الاغی که جفتک بیندازد یا اسبی که رم کند . بنده برای شما ، برای 7 شما ، برای مدیر برنامه ی شما ، برای شخص شما نه تنها متاسفم بلکه تف خلطی خودم را وسط پیشانی شما می اندازم . این جانب سر فیلمبرداری مرگ تدریجی از شما خواستم در مورد فریماه فرجامی برایم بنویسید همان طور که از خانم بنی اعتماد و ... خواسته بودم و شما به بنده گفتید ( در مورد این خانم هیچ حرفی ندارم که بزنم ) و حالا شو راه انداختید ؟ فریماه فرجامی قربانی مسعود کیمایی ها و امثال شما شد .  آیا زمانی که شما دندان در دهان نداشتید کسی از دهان شما فیلمبرداری کرد و توی تلوزیون نشان داد؟ بنده با خانم فرجامی در ارتباطم . ایشان اگر دست از سرش بردارید آرامش دارد . بنده با ایشان فیلم نرگس را دیدم . ایشان دیالوگ های فیلم را کاملا از حفظ بودند . بساط خودتان را جمع کنید . شاید یک روز توی خیابان لاستیک هایتان سیسیلی شد . آقای امین تارخ از واکنش شما نسبت به این شخص بادمجان دور قاب چین بسیار متشکرم .

ای کسانی که کامنت میگذارید ....گاهی فکر میکنم اصلا بنده رو نمیخونید . من تا اطلاع ثانوی از سر زدن به بلاگ های شما عزیزان معذورم . دایال آپم . مریضم . سر تمرینم . وقت ندارم .

بدترین چیز برای من این بود که یک هفته مانده به اجرا ریه هایم چرک کند و صدایم در نیاید و 7 تا پنی سیلین و 6/3/3/ و ... بزنم .تب کنم . فشارم پایین بیاد ...میدانم که فشار روی بنده زیاد است . از خداوند باری تعالی میخواهم دستش را پشتم نگه دارد و سایه اش را بالای سرم تا بتوانم اجرای در خور ایفا کنم . صدایم خش افتاده . همه چیز سر آخر قاطی شده . اما انگاری که همه چیز باید این طور میشد .خوب میشوم . برایم دعا کنید .

بنده در این جا از طرفداران بی تربیت جیرانی عذر میخوام که کامنت های قشنگشان را تایید نکردم . بروند توی تشت  آب سرد بنشینند .

 

 


 
comment نظرات ()